تبلیغات
علی اكبرهای امام خامنه ای - مطالب بال سرخ شهادت(عاشورا)
 
علی اكبرهای امام خامنه ای
قل إنما أعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثنی و فرادی
پنجشنبه 1 آبان 1393 :: نویسنده : از طایفه سلمان
دوباره ماه عزای امام حسین علیه السلام از راه رسید.
مردم در حال آماده کردن فضای شهر و مساجد و حسینیه ها هستند.
همه جا سیاه پوش شده است.
همه دوست دارند به نوعی خودشان را عزادار سیدالشهداء نشان دهند.
دوباره سینه زنی ها و نذری ها و ... شروع شده است.
مادرها برای بچه های کوچک خودشون لباس سیاه می پوشانند.
دوباره همه ندا می دهند: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ...
دوباره دل های مردم با کاروان کربلا انس می گیرد و اشکها به یاد مظلومیت اهل بیت جاری می شود.
دوباره نذر حضرت علی اصغر و رقیه و ... به راه می افتد.
امام رضا علیه السلام به ابن شبیب فرمود :
ای پسر شبیب!
اگر شاد می شوی که ثوابی مانند ثواب کسانی که باحسین عالسلام شهید شدند برای تو باشد، هر وقت به یادش افتادی بگو :
«یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزاً عظیماً».

ای پسر شبیب!
اگر دوست داری با ما در بهشت همراه باشی، در اندوه ما اندوهگین و در خوشحالی ما، خوشحال باش، و بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد.
منبع : عیون الاخبار الرضا ، ج1 ، ص299




نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


عبرت های عاشورا در گذر زمان
جمله‌ی
« كل یوم عاشوا و كل عرض كربلا » هشدار است كه همیشه جنود شیطان دست‌اندركار هستند و هیچ لحظه ای شیطنت و توطئه شان را علیه ایمان و جبهه ی توحید تعطیل نكرده اند؛ همیشه دست به كار هستند. در مقابل، موحدین عالم هم باید در شناخت توطئه ها، تاكتیك ها و ترفندهای شیاطین روزگار همیشه هوشیار باشند. از اول خلقت چیزی كه محك بوده و شیطان و شیاطین را همیشه طرد میكند، ولایت است. اگر مردم گِرد خلیفه ی خدا باشند و رهبری را كه مَرضی خداوند متعال است، همیشه به عنوان سكاندار كشتی جامعه شان بدانند، قطعاً به ساحل می رسند؛ اما اگر محوریت واحد و الهی و مورد امضای شارع مقدس نبود، قطعاً جریاناتی مثل عاشورا تكرار می شود. یعنی جبهه ی ایمان مورد ظلم جبهه ی شیطان قرار می گیرد و ظلمت، عالم را می گیرد. بنابراین وحدت كلمه و هوشیاری در شناخت نقشه های شیاطین و ملازم بودن با پرچم رهبری و متعهد بودن به دستورات او چیزی است كه عاشوریان را بیمه می كند.
مسیر حق
خط را پیغمبر روشن كرده است. خط ولایت امیرالمؤمنین(ع)، خط روشن دین است. در زمان غیبت هم ولایت ولی‌فقیه را ائمه اطهار(ع) به عنوان یك معیار اصیل در اختیار مسلمان‌ها قرار داده‌‌ا‌‌ند. اگر مردم دست از علی(ع) برنمی‌داشتند، این مشكلات برای عالم اسلام پیش نمی‌آمد. "واعتصموا بحبل الله"؛ اگر اعتصام به حبل الهی- كه همان ولایت و حكومت دینی است- باشد، اگر حكومت الهی باشد و مردم با این ریسمان حركت كنند، رو به بالا می روند
و إلا سقوط می كنند.
نقشه‌ی راهنما
باید در خط امام بود؛ باید در خط ولایت فقیه حركت كرد. در تمام دو راهی ها نظر، نظر كسی است كه پرچم به دست اوست. باید این پرچم را همیشه مورد نظر خودمان قرار بدهیم. جوانان چه كنند كه از این پرچم دور نیافتند؟ تقوی. آدم اگر پاك باشد، خدا او را به پاكان متصل می كند. "من یطع اللّه و الرسول فاولئك مع الذین أنعم اللّه علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین؛ و حسُن اولئك رفیقاً"؛ طاعت خدا و رسول باعث می شود كه خداوند متعال انسان را رفیق این گروه ها قرار بدهد. تقوی وسیله شناخت حق از باطل است. "إن تتقوا الله، یجعل لكم فرقاناً" اگر جوان ها خودشان را از
هرزگی ها، از وسوسه ها و بیهوده گرایی ها كنار بكشند و قدر عمرشان را بدانند، اگر از نعمت ها در راه رسیدن به خدا استفاده كنند، خداوند هم به آنها فرقان می دهد و حق و باطل را تشخیص می دهند.
الگو، شهدای كربلا هستند. شهدای خودمان هم الگو هستند. همانها كه در تمام وصیتنامه هایشان مردم را سفارش كردند كه امام را تنها نگذارید؛ خودشان هم اهل تقوی بودند. آنهایی كه در عاشورای امام حسین(ع) شهید شدند دارای سوابق طهارت بودند. مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر و... ملازمان قرآن بودند. ملازمان تقوی بودند. از یاران پیغمبر(ص) بودند و بعد از پیغمبر، یاران امیرالمؤمنین(ع) بودند. خدا هم عاقبت
به خیرشان كرد؛ اما برای اینكه راه بر دیگران بسته نباشد، خدا حُر را هم سر راه این كاروان قرار داد. آدم ممكن است مدتی اشتباه كند ولی هرجا بخواهد برگردد، در برایش باز است. حُر هم از وقتی كه برگشت، خدا اوجش داد

حجت الاسلام کاظم صدیقی





نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 2 تیر 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان

یکی از درسهای مهم عاشورا، این است که مردم را تقسیم کرد به دو گروه و دو دسته در مقابل یکدیگر. در کوفه تعداد زیادی از سران و رؤسای شهری کوفه نامه نوشتند به حسین بن علی علیه السلام و از آن حضرت دعوت کردند و این دعوت، مال بعد از آن وقتی بود که امام از مدینه خارج شده بود. نمی دانستند مساله چیه؟ گمان نمی کردند که قضیه این چنین آزمایش دشوار و فشار دهنده ای را با خود همراه داشته باشد. در مکه کسانی که با آن حضرت به راه افتادند علی رغم ظواهر که تلخ بود، چون هنوز معلوم نبود که قضیه به کجا خواهد انجامید، عده زیادی بودند. اما به مجرد اینکه مسایل چهره واقعی خودش را نشان داد، طرفداران حق و حقیقت کم شدند. تلخی ها اهل دنیا را راند. همان طور که خود امام علیه السلام در یک بیانی فرمود : « الناس عبید الدنیا و الدین لعب علی السنتهم فاذا محسوا بالبلاء قلّت الدیّانون » در آن زمان این ترسیم واقعیت بود. وقتی که سختیها پیش می آید، دیندارها کم می شوند. تا وقتی عافیت و راحت هست، مدعیان زیادند. آن روز در مکه و در مدینه و در کوفه و در همه جهان اسلام، بسیار بودند کسانی که ادعا می کردند تابع دین و پیرو بی قید و شرط اسلام اند. خیلی بودند کسانی که حسین بن علی را به عنوان فرزند پیغمبر می شناختند و قبول داشتند و حتی به او محبت هم می ورزیدند. اما همین آدمها، آن روزی که امام حسین از مکه خواست حرکت بکند همه حاضر نشدند بیایند. شما نباید خیال کنید که عبدالله بن جعفر امام حسین را قبول نداشت، یا بسیاری دیگر از بنی هاشم که با حسین بن علی راه نیافتادند. نخیر، اینها همه قبول داشتند امام حسین را به عنوان امام، فرزند پیغمبر، به عنوان یک انسان بزرگ و والا. اما حاضر نشدند چون سخت بود.
منبع : کتاب اشک باید رازدار باشد(سخنان رهبری در مورد بایدها و نبایدهای عزاداری) ، ص 23




نوع مطلب : حضرت ماه، بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان

شهد شیرین شهادت یا جام زهر زندگی!

امیرالمومنین علیه السلام به خاطرِ وضعیت آن روز جامعه ی اسلامی به شهادت رسید. بعد نوبت امامت به امام حسن علیه السلام رسید و در همان وضعیت بود که آن حضرت نتوانست بیش از شش ماه دوام بیاورد. تنهای تنهایش گذاشتند. امام حسن مجتبی علیه السلام می دانست که اگر با عده ی معدود اصحاب و یاران خود با معاویه بجنگد و به شهادت برسد، انحطاطِ اخلاقی زیادی که بر خواص جامعه ی اسلامی حاکم بود، نخواهد گذاشت که دنبال خون او را بگیرند! تبلیغات، پول و زرنگیهای  معاویه، همه را تصرّف خواهد کرد و بعد از گذشت یکی دو سال، مردم خواهند گفت امام حسن علیه السلام بیهوده در مقابل معاویه قد عَلَم کرد. لذا، با همه ی سختیها ساخت و خود را به میدان شهادت نینداخت؛ زیرا می دانست خونش هدر خواهد شد.

گاهی شهید شدن آسان تر از زنده ماندن است! حقاً که چنین است! این نکته را اهل معنا و حکمت و دقت، خوب درک می کنند. گاهی زنده ماندن و زیستن و تلاش کردن در یک محیط، به مراتب مشکلتر از کشته شدن و شهید شدن و به لقای خدا پیوستن است. امام حسن علیه السلام این مشکل را انتخاب کرد. وضع آن زمان چنین بوده است. خواص تسلیم بودند و حاضر نمی شدند حرکتی کنند.

امام حسن و انتخاب دشوارتر

یزید که بر سرِ کار آمد، جنگیدن با او امکان پذیر شد. به تعبیری دیگر: کسی که در جنگ با یزید کشته می شد، خونش، به دلیل وضعیت خرابی که یزید داشت، پایمال نمی شد. امام حسین علیه السلام به همین دلیل قیام کرد. وضع دوران یزید به گونه ای بود که قیام، تنها انتخابِ ممکن به نظر می رسید. این، به خلاف دوران امام حسن علیه السلام بود که دو انتخابِ شهید شدن و زنده ماندن وجود داشت و زنده ماندن، ثواب و اثر و زحمتش بیش از کشته شدن بود. لذا، انتخاب سخت تر را بر سرِ راه می کوبید تا معلوم باشد وقتی که وضعیت چنان است، حرکت باید چنین باشد. را امام حسن علیه السلام کرد. اما در زمان امام حسین علیه السلام، وضع بدان گونه نبود. یک انتخاب بیشتر وجود نداشت. زنده ماندن معنی نداشت؛ قیام نکردن معنی نداشت و لذا بایستی قیام می کرد. حال اگر در اثر آن قیام به حکومت می رسید، رسیده بود. کشته هم می شد، شده بود. بایستی راه را نشان می داد و پرچم را بر سرِ راه می کوبید تا معلوم باشد وقتی وضعیت چنان است، حرکت باید چنین باشد.

از بیانات امام خامنه ای در مورد ماهیت قیام حسینی

 

 





نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها : ماندن یا رفتن، صلح سخت تر از شهادت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 آذر 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان
وقتی امام حسین علیه السلام از مکه خارج شد به خاطر اینکه کنار خانه ی خدا توسط عمّال یزید ترور نشود و حرمت خانه ی خدا با ریخته شده خون خدا (امام حسین) شکسته نشود در یکی از منازل به شاعر معروف فرزدق رسید و فرزدق به امام حسین علیه السلام گفت که از حال و هوای کوفه و مردم آن خبر داری که سوی کوفه می روی؟ و در وصف مردم کوفه یک جمله گفت : « قلوبهم معک و سیوفهم علیک ».
اما این جمله خیلی پرمغز و عبرت آموز است! چطور می شود شمشیرت بر علیه کسی باشد که دلت با اوست؟ مگر اعمال و رفتار ما انسان ها بر اساس خواست درونی و دل هامون نیست؟ پس چطور شد که مردم کوفه با اینکه به حسین بن علی علاقه داشتند اما باز هم به روی فرزند زهرا شمشیر کشیدند و آن فجایع بی نظیر و ننگین را در تاریخ به نام خود ثبت کردند؟
شهید مطهری به این سوال یک جواب خوبی می دهد و می فرماید مردم کوفه در ابتدا یک جنگ درونی بین شکم پرستی و محبت به امام حسین داشتند که در این جنگ شکم پرستی و دنیا و پول بر اینها چیره می شود و محبت امام حسین در مقابل دنیاپرستی کار به جایی نمی برد و نمی تواند در صحنه ی عمل مقابل شمشیر کشیدن به روی نوه ی پیامبر را بگیرد.
امام حسین در جواب فرزدق یک جمله ی تاریخی فرمودند: « النّاس عبیدُ الدّنیا وَ الدّینُ لَعِقٌ علی ألسِنتهم فإذا مُحِّسُوا بالبلاء قَلّت الدّیّانون ».
مردم عبد و برده ی دنیا هستند و عقربه ی دل و جانشان به سمت دنیا و دنیاپرستی می چرخد و دین و دینداری بازیچه ای بیش نیست و تنها بر زبان مردم جاری است یعنی دین و ایمان هنوز در دل اینها نفوذ نکرده و تا کسی اعتقاد قلبی به دین نداشته باشد هرگز در عمل هم نمی تواند آن طور که دین می گوید عمل کند و در میدان عمل کم می آورد و باطنش آشکار می شود هرچند که در ظاهر و زبان ادعای دینداری و محبت به اهل بیت داشته باشد؛ این مردم یک ویژگی دیگر هم دارند و آن هم اینکه زمانی که احساس بلاء و آزمایش و مجاهدت در راه خدا کنند و احساس کنند که به خاطر خدا و دین خدا باید دنیا و هوای نفس خود را زیر پا بگذارند، کم می شوند و پا به فرار می گذارند یعنی حاظر نیستند از دنیا و لذات آن به خاطر خدا بگذرند و همیشه دنیا را بر آخرت و دینداری ترجیح می دهند. پس از این مردم کوفه در شک و عجب نیستم که با شمشیر منتظر تکه تکه کردن فرزند رسول خدا باشند چون عقربه ی دل این مردم به طرف دنیاست و «حُبُّ شیءٍ یعمی و یصم » یعنی دوست داشتن بیش از حد یک چیز انسان را کور و کر می کند و تنها در فکر رسیدن به محبوب خود است و حاضر است همه چیز را به خاطر آن فدا کند و ...
امام زنگ خطری که اینجا هست اینکه نکند ما هم از این منتظران دروغین باشیم و این همه گریه و زاری و دعای ندبه خواندن و ... فقط در ظاهر باشد و در درون خود دشمن امام زمان (عج) باشیم؟ آیا تا به حال دقت کرده ایم که عقربه ی دل ما به کدام سمت است؟ تا چه حد حاضریم در راه خدا و امام زمان و نائبش فداکاری کنیم و از دنیا و لذات خود بگذریم؟ نکند ما هم مثل مردم کوفه با شمشیر منتظر مولایمان هستیم و ...
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
برای ما که خسته و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی




نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ماه محرم و صفر از یک طرف ماه عشق و عشق بازی با سرور و سالار شهیدان است اما از طرف دیگر ماه ترس و خوف است و فرصتی که انسان به خود بیاید و خوب بیندیشد که اگر من هم در کربلا بودم جزو کدام دسته می شدم؟ یزیدی یا حسینی؟
انسان باید در این ایام کلاه خودش را قاضی قرار دهد و وضع خودش را با کسانی که مقابل حسین بن علی ایستادند مقایسه کند آن وقت می فهمد که گفتن جمله "یا لیتنی کنت معکم" زیاد هم آسان نیست و کار آسانی نیست فریب زر و زور و تزویر امویان و یزیدیان را نخوری و حاضر بشی هرچه داری در طبق اخلاص گذاشته و در راه حفظ امامت همه را فدا کنی.
آیا خیالمان راحت است که اگر ما بودیم حتما پشت سر امام حسین علیه السلام می ایستادیم؟
نمی دانم جواب شماها چیست اما آیت الله بهجت (ره) این عارف نام آشنا دعا می کند که خدایا تو را شکر می کنم که در زمان امام حسین نبودم تا اینگونه سخت آزمایش و غربال شوم چون نمی دانم که اگر موقع بودم حتما جزو لشکریان امام حسین می شدم؛ حالا مقایسه کنید که ما باید چی بگیم؟!
فکر کنم رسیدید به حرف من که ماه محرم ماه ترس و خوف هم هست! ترس از اینکه نکند ما هم امام زمان خود را تنها بگذاریم و در مقابل حضرت مهدی (عج) بایستیم!
اصلا یکی از مهم ترین فلسفه های عزاداری و گریه بر امام حسین علیه السلام این است که یک روزی مردمی به امام خودشون وعده ی یاری و وفاداری دادند و او را به سوی خویش دعوت کردند اما فریب زر و زور و تزویر دشمن را خوردند و ذلت و ننگ بی وفایی تا ابد الدهر بر پیشانی کوفیان نقش بست و صفت بی وفایی شان شهره ی آفاق گشت؛ پس ما نباید این ننگ را بخریم و پیرو این کوفیان روباه صفت و شکم پرست باشیم و دین خود را به دنیا بفروشیم و این زنگ خطر همیشه در گوشمان طنین انداز باشد که " ای منتظران حسین را منتظرانش کشتند."
پس وظیفه من و تو که ادعا داریم عزادار حسین و منتظر مهدی هستیم باید خود را برای یک غربال و امتحان سخت آماده کنیم و سربازی حضرت صاحب الزمان کار هر کسی نیست و این بار خدا به خاطر وعده های توخالی ما حجت خویش را فدا نمی کند و حاضر نمی شود آخرین ذخیره ی خود را به خاطر ما انسان های ...... فدا کند.
و شهید آوینی (ره) جمله ی معروفی دارد که "برای هرکس کربلایی وجود دارد و تا انسان را به اندازه ی کربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد." پس با چشم باز و با بصیرت حرکت کنیم و همیشه پیرو ولایت باشیم که تنها رمز پیروزی در امتحان های آخرالزمان است و منتظر امتحان های کربلاگونه ی خود باشیم که حادثه هیچ وقت خبر نمی کند...





نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 شهریور 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان




درست است که امروز تبلیغات دشمن، همه ی فضای ذهن بشریت را فرا گرفته است. در این، شکی نیست. درست است که اموال کلانی برای تشویش چهره ی اسلام، بخصوص تشیع، خرج می شود. درست است که هرکس که منافع نامشروعی در زندگی ملتها و کشورها دارد، خود را موظف به فعالیت علیه اسلام و حکومت اسلامی می بیند. درست است که کفر، با همه ی تفرّق و تشتّتش، با استفاده از همه ی امکانات، در یک امر اتفاق کرده و آن ضدّیت با اسلامِ ناب است و حتی اسلام محرّف را هم به جنگِ اسلامِ ناب آورده و به میدان کشانیده است. اینها همه درست؛ اما آیا جناح حق و جبهه ی اسلامِ ناب نمی تواند در مقابل این تبلیغات خصمانه و خباثت آلود، به برکت روح، پیام و حقیقت عاشورا و پیام محرم، همان معجزه را یک بار دیگر تکرار کند؟! چرا نتواند؟! سختی دارد؛ اما ممکن است. همت و فداکاری لازم دارد. راه باز است؛ بن بست نیست. مسؤولیت ما و شما این است.

اساس دین با عاشورا پیوند خورده و به برکت عاشورا هم باقی مانده است. اگر فداکاریِ بزرگِ حسین بن علی (علیه السلام) نمی بود که این فداکاری، وجدان تاریخ را به کلی متوجه و بیدار کرد در همان قرن اول یا نیمه ی قرن دوم هجری، بساط اسلام به کلی برچیده می شد. قطعاً این گونه است. اگر کسی اهلِ مراجعه به تاریخ باشد و حقایق تاریخی را ملاحظه کند، این را تصدیق خواهد کرد ... ما دین را به وسیله ی این حادثه حفظ کردیم؛ احکام را برای مردم بیان کردیم؛ عواطف مردم را در خدمت دین و ایمان قرار دادیم. « ما » که می گوییم یعنی طایفه ی روحانیون و مبلغین، در طول چند قرن گذشته.
عوامل بقا را در اسلام مشاهده کنید! یکی از عوامل بقاء همین عاشوراست.
منبع: بیانات رهبری در جمع علما ، طلاب و مبلغان در آستانه ماه محرم در سالهای 72 و 74    




نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




حضرت سید الشهداء از کار خودش به ما تعلیم کرد که در میدان، وضع باید چه جور باشد و در خارج میدان، وضع چه جور باشد و باید آنهایی که اهل مبارزه مسلحانه هستند چه جور مبارزه کنند و باید آنهایی که در پشت جبهه هستند چطور تبلیغ بکنند. کیفیت مبارزه را، کیفیت اینکه مبارزه بین یک جمعیت کم با جمعیت زیاد باید چطور باشد؛ کیفیت اینکه قیام در مقابل یک حکومت قلدری که همه جا را در دست دارد، با یک عده معدود باید چطور باشد؛ اینها چیزهایی است که حضرت سید الشهداء به ملت آموخته است و اهل بیت بزرگوار او و فرزند عالی مقدار او هم فهماند که بعد از اینکه آن مصیبت واقع شد باید چه کرد؛ باید تسلیم شد؟! باید تخفیف در مجاهده قائل شد؟! یا باید همان طوری که زینب (سلام الله علیها) در دنباله آن مصیبت بزرگی که « تَصغُرُ عِندَهُ المَصائب » ایستاد و در مقابل کفر و در مقابل زندقه صحبت کرد و هر جا موقع شد، مطلب را بیان کرد. و حضرت علی بن الحسین (سلام الله علیه) با آن حالت نقاهت، آن طوری که شایسته است، تبلیغ کرد ...
ما امروز در مقابل این همه تبلیغاتی که در عالم دارد می شود بر ضدمان در مقابل آنها واقع هستیم. در مقابل مطبوعات، در مقابل رادیوها، در مقابل سخنرانی ها، در مقابل سازمان ها، در مقابل اینها واقع هستیم و ما منافع آنها را از دست شان گرفته ایم و دست آنها را از کشورمان قطع کرده ایم و برای ادامه این نهضت باید کوشش کنیم؛ یک نعمتی است خدا به ما داده است؛ ما باید این نعمت را حفظ کنیم. اسلام که می رفت در عصر رژیم پهلوی از بین برود، اسلام را برگرداندیم و آن که دشمن او بود کنار زدیم و امروز باید این نعمت را حفظ کنیم. تکلیف همه این است که این نعمتی که خدای تبارک و تعالی داده است، به شکر این نعمت، مجاهده کنیم برای حفظ او.1
لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای ائمه حق (علیهم السلام)، به طور کوبنده، فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مِصر (سرزمین) یادآوری شود و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی - لعنت الله و ملائکته و رسله علیهم - است، به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود.2  
1) صحیفه نور ، ج 17 ، تاریخ 61/7/25
2) صحیفه نور ، ج 21 ، ص 173




نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 21 شهریور 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان
گاهی شهید شدن آسانتر از زنده ماندن است. آدم های اهل معنا، اهل حکمت و دقت، خوب درک می کنند. گاهی زنده ماندن و زندگی کردن و در یک محیطی تلاش کردن، به مراتب مشکلتر از کشته شدن و شهید شدن و به لقاء خدا پیوستن است. امام حسن علیه السلام، این راه مشکل را انتخاب کرد. وضع آن زمان، این بوده است! خواص تسلیم بودند! حاضر نبودند حرکتی بکنند! لذا وقتی یزید بر سر کار آمد و یزید کسی بود که می شد با او جنگید و کسی که در جنگ با یزید کشته می شد ـ چون وضع یزید خیلی خراب بود ـ خونش پایمال نمی شد؛ برای همین امام حسین علیه السلام قیام کرد.
وضع دوران یزید طوری بود که قیام، تنها انتخاب بود؛ برخلاف دوران امام حسن مجتبی علیه السلام، که دو انتخاب وجود داشت، شهید شدن و زنده ماندن. .و زنده ماندن، ثوابش و اثرش و زحمتش بیشتر از کشته شدن بود. لذا امام حسن علیه السلام، این سخت تر را انتخاب کرد. در زمان امام حسین علیه السلام، این طوری نبود؛ یک انتخاب بیشتر نبود. زنده ماندن، یعنی قیام نکردن، معنی نداشت. باید قیام می کرد، حالا به حکومت رسید که رسید، نرسید و کشته هم شد که شد؛ باید راه را نشان می داد؛ پرچم را بر سر راه می کوبید که معلوم باشد آن وقتی که وضعیت آن طوری بشود، حرکت باید این طوری باشد. لذا امام حسین علیه السلام قیام کرد.




نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یک وقت یک حرکت به جا، تاریخ را نجات می دهد و گاهی یک حرکت نابجا که ناشی از ترس و و ضعف و دنیاطلبی و حرص به زنده ماندن است، تاریخ را در ورطه ی گمراهی می غلتاند. ای شریح قاضی! چرا وقتی که دیدی هانی در آن وضعیت است، شهادت حق ندادی؟ عیب و نقصِ خواص ترجیح دهنده ی دنیا بر دین، همین است.
وقتی که عبیدالله بن زیاد به روسای قبایل کوفه گفت «بروید و مردم را از دور مسلم پراکنده کنید و گرنه پدرتان را درمی آورم» چرا امر او را اطاعت کردند؟! روسای قبایل که همه شان اموی نبودند و از شام نیامده بودند! بعضی از آنها جزو نویسندگان نامه به امام حسین علیه السلام بودند. «شَبَث بن رَبعی» یکی از آنها بود که به امام حسین علیه السلام نامه نوشت و او را به کوفه دعوت کرد. همو، جزو کسانی است که وقتی عبیدالله گفت «بروید مردم را از دور مسلم متفرق کنید» قدم پیش گذاشت و به تهدید و تطمیع و ترساندن اهالی کوفه پرداخت!
چرا چنین کاری کردند؟! اگر امثال شبث بن ربعی در یک لحظه ی حساس، به جای اینکه از ابن زیاد بترسند، از خدا می ترسیدند، تاریخ عوض می شد. گیرم که عوام متفرق شدند؛ چرا خواصِ مومنی که دور مسلم بودند، از او دست کشیدند؟ بین اینها افراد خوب و حسابی بودند که بعضیشان بعداً در کربلا شهید شدند؛ اما اینجا، اشتباه کردند.
البته آنهایی که در کربلا شهید شدند، کفاره ی اشتباه شان داده شد. اما کسانی از خواص، به کربلا هم نرفتند. نتوانستند بروند؛ توفیق پیدا نکردند و البته، بعد مجبور شدند جزو توّابین شوند. چه فایده؟! وقتی امام حسین علیه السلام کشته شد؛ وقتی فرزند پیغمبر از دست رفت؛ وقتی فاجعه اتفاق افتاد؛ وقتی حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگر چه فایه؟! لذاست که در تاریخ، عده ی توابین، چند برابر عده ی شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توابین نیز همه در یک روز کشته شدند؛ اما اثری که توابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کبلا گذاشتند، نیست! به خاط اینکه در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.
چرا مسلم بن عقیل را با اینکه می دانستید نماینده ی امام است، تنها گذاشتید؟! آمده بود و با او بیعت هم کرده بودید. قبولش هم داشتید. چرا هنگام عصر و سرِ شب که شد، مسلم را تنها گذاشتید تا به خانه ی «طوعه» پناه ببرد؟! اگر خواص، مسلم را تنها نمی گذاشتند و مثلاً عده به صد نفر می رسید، آن صد نفر دور مسلم را می گرفتند. خانه ی یکی شان را مقرّ فرماندهی می کردند. می ایستادند و دفاع می کردند. مسلم، تنها هم که بود، وقتی خواستند دستگیرش کنند، ساعت ها طول کشید. سربازان ابن زیاد، چندین بار حمله کردند؛ مسلم به تنهایی همه را پس زد. اگر صد نفر مردم با او بودند، مگر می توانستند دستگیرش کنند؟! باز مردم دورشان جمع می شدند. پس، خواص در این مرحله، کوتاهی کردند که دور مسلم را نگرفتند.
از هر طرف حرکت می کنیم به خواص می رسیم. تصمیم گیری خواص در وقت لازم؛ تشخیص خواص در وقت لازم؛ گذشتِ خواص از دنیا در لحظه ی لازم؛ اقدام خواص برای خدا در لحظه ی لازم. اینهاست که تاریخ و ارزشها را نجات می دهد و حفظ می کند! در لحظه ی لازم، باید حرکتِ لازم را انجام داد. اگر تأمل کردید و وقت گذشت، دیگر فایده ندارد.
منبع : سخنرانی امام خامنه ای در جمع سپاهیان لشکر 27 محمد رسول الله در سال 1375




نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 آذر 1389 :: نویسنده : از طایفه سلمان

به گواهی تاریخ، جامعه عرب قبل از بعثت رسول مكرم اسلام صلی الله علیه و آله در نهایت عقب ماندگی و با فرهنگ بدویِ قبیله ای روزگار می گذراند؛ جامعه ای كه در آن شمشیر برّان فرمان می راند؛ مال و مكنت عزت، منزلت می داد؛ اولاد و قوم، قدرت به ارمغان می آورد؛ خشونت و خیانت،‌قتل و غارت و بردگی و اسارت، در دست اراده ی زورمندان بود، به گونه ای كه هرگاه می خواستند قبیله ای را دری نوردیدند؛ روزگار را بر آنان تنگ می كردند و شب آرام آنان را به ناله زنان و كودكان،‌در می آمیختند، ولی ناله معصومانه كودكان، آه جانسوز مادران و اشك دیده دختران، صبح صادقی را نوید داد.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیام فوری عاشورا

امروز پیام عاشورا از دیگر درس ها و پیام ها برای ما فوری تر است. ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمده كه سر حسین بن علی علیه السلام، آقازاده ی اول دنیای اسلام و پسر خلیفه ی مسلمین را علی بن ابی طالب علیه السلام، در همان شهری كه پدر او بر مسند خلافت می نشسته است گردانده شود و آب از آب تكان نخورد. ببینیم چگونه از همان شهر افرادی آمدند به كربلا و او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت رساندند و حرم امیرالمومنین علیه السلام را به اسارت گرفتند. حرف در این زمینه زیاد است. من در پاسخ به این سوال یك آیه از قرآن را مطرح می كنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن درد و بیماری را به مسلمین معرفی می كند. آن آیه این است كه می فرماید: «فخلف مِن بعدهم خَلْفٌ أضاعوا الصّلوة واتبعوا الشّهوات فسوف یلقون غیّا».

دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است: یكی دور شدن از ذكر خدا كه مظهر آن صلوة و نماز است. یعنی فراموش كردن خدا و معنویت و جدا كردن حساب معنویت از زندگی و فراموش كردن توجه و ذكر و دعا و توسل و توفیق از خدای متعال و توكل بر خدا و كنار گذاشتن محاسبات خدایی از زندگی، و عامل دوم «اتبعوا الشهوات» است یعنی دنبال شهوترانی ها و هوس ها و در یك جمله «دنیا طلبی» رفتن و به فكر جمع آوری ثروت و مال بودن و التذاذ و به دام شهوات دنیا افتادن و اصل دانستن این ها و فراموش كردن آرمان ها. این درد اساسی و بزرگ است و ما هم ممكن است به این دچار بشویم.

منبع: سخنرانی امام خامنه ای در 13 محرم 1413 هجری قمری 





نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تكرار تاریخ

زید بن علی علیه السلام پس از بیعت با بیش از چهل هزار نفر، چهارشنبه اول صفر 122 هجری قمری با یارانش برای قیام وعده گذاشت. در این هنگام، یوسف بن عمر در كوفه اعلام حكومت نظامی كرد و اعلام كرد هركس می خواهد جانش در امان باشد به مسجد بزرگ كوفه پناه ببرد. این جا بود كه تاریخ تكرار شد و بی وفایی مردم كوفه به امیرمؤمنان، امام حسن و حسین علیهم السلام این بار نسبت به فرزند امام، زید بن علی علیه السلام ظاهر شد؛ چه اینكه وقتی حكومت نظامی اعلام شد و رعب و وحشت ایجاد گشت و جمعیت زیادی از مردم كوفه روحیه خود را از دست داده و از یاری زید سر باز زدند وو بسیاری از مردم سست اراده و دنیاپرست به مسجد هجوم برده و تسلیم دشمن شدند. این نخستین ضربه و مهمترین ضربه بر انقلاب بود؛ چرا كه هیچ انقلابی بدون حمایت مردمی، توان پیروزی ندارد.

    



ادامه مطلب


نوع مطلب : بال سرخ شهادت(عاشورا)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

هدف، دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله ی با یک حرکت همه جانبه ی متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته ی علمیِ رسانه ای. باید با این جریان شیطانیِ خطرناک مقابله شود.
امام خامنه ای

مدیر وبلاگ : از طایفه سلمان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :