تبلیغات
علی اكبرهای امام خامنه ای - مطالب مهدویت
 
علی اكبرهای امام خامنه ای
قل إنما أعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثنی و فرادی
گفتاری از آیت‌الله مجتبی تهرانی/

امام زمان(ع)؛ گمشده فلسفه، اخلاق و عرفان / پینه‌دوزی که به محضر امام(عج) تشرف داشت



در اخلاق به دنبال ارائه دستورالعمل هستیم، در عرفان به دنبال کسی هستیم که دست ما را بگیرد و به هدف برساند و در فلسفه به دنبال حلقه اتّصال ممکن و واجب هستیم. هر سه علم دنبال یک گمشده هستند که آن وجود مقدس امام زمان(عج) است.

ایام ولادت قطب عالم امکان، جوهرة ممکنات، امام زمان (صلوات‌الله‌علیه) است. به ذهنم آمد بحثی بسیار کوتاه در مورد مسئلة امامت داشته باشم.

دسته‌بندی گروهی از روایات در باب مسئلة امام:

1- وجود امام در هر عصر

روایات متعددّی در باب مسئلة امام وارد شده است. یک دسته از روایات در باب مسئلة وجود امام در هر عصر است به این مضمون که اگر حجّت الهی نباشد، زمین و آنچه بر روی زمین است از بین می‌روند. بیش از پنجاه روایت با این مضمون در بحار موجود است. «لولا الحجّه لَساخت الارضُ باهلها».

در روایت دیگری محمد‌بن‌فُضِیل می‌گوید: به امام هشتم(صلوات‌الله‌علیه)  عرض کردم: «أَ تَبْقَى الْأَرْضُ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، آیا می‌شود زمین بدون امام باقی بماند؟! «فَقَالَ لَا»، حضرت فرمودند: خیر، نمی‌شود. «قُلْتُ فَإِنَّا نَرْوِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام)»، عرض کردم: از جدّ بزرگوار شما امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) نقل شده که فرموده‏اند: «أَنَّهَا لَا تَبْقَى‏ بِغَیْرِ إِمَامٍ»، زمین بدون امام باقی نمی‌ماند. بعد به حضرت عرض می‏کند: «إِلَّا أَنْ یَسْخَطَ اللَّهُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ أَوْ عَلَى الْعِبَادِ»، برای ما روایت کرده‌اند که: اگر امام روی زمین نباشد، خداوند اهل زمین و بندگان را را مورد سخط و خشم قرار می‌دهد. « فَقَالَ لَا لَا تَبْقَى إِذاً لَسَاخَتْ » ، حضرت فرمودند: این روایت اشتباه است. اگر امام روی زمین نباشد، زمینی نمی‌ماند که خداوند بخواهد اهلش را مورد خشم قرار دهد.

در روایت دیگری از باقر (صلوات‌الله‌علیه) نقل شده است که حضرت فرمودند: «لَوْ أَنَّ الْإِمَامَ رُفِعَ مِنَ الْأَرْضِ سَاعَةً »، بر فرض محال اگر امام حتّی لحظه‏ای از زمین برداشته شود؛ صحبت لحظه است نه یکی، دو روز، « لَمَاجَتْ بِأَهْلِهَا کَمَا یَمُوجُ‏ الْبَحْرُ بِأَهْلِهِ»، همة اهل زمین در هم کوبیده می‏شوند و از بین می‌روند.

2- معرفت نسبت به امام

دسته دیگری از روایات در باب معرفت نسبت به امام است که اگر کسی نسبت به امام زمانش حتّی به اندازه یک شب معرفت نداشته باشد، «مَاتَ‏ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»، به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است. دستة دیگری از روایات به این مضمون‏اند که: اگر بنا شود همه از بین بروند و فقط یک نفر روی زمین باقی بماند، آن یک نفر باید امام باشد.

دسته‌بندی نظرات سه علم درباره امام: برای توضیح روایات ذکر شده، می‏خواهم بحث عمیقی را مطرح کنم. سه دسته از علما ذیل این مسئله، بحث‏های پیچیده‏ای دارند که ساده‏ شده آن را می‏گویم:

1- فلاسفه/ دسته اوّل؛ فلاسفه. برخی عالمان فیلسوف می‏گویند: ما واجب الوجود، ممکن الوجود، قدیم و حادث را می‌فهمیم و می‏دانیم که خدا قدیم است و ما حادث. سؤال این است که نقطه اتّصال و رابط بین حادث و قدیم چیست؟ حلقه‌ای که ممکن را به واجب متصّل می‌کند چیست؟ اگر بگویی آن حلقه اتّصال از سنخ واجب است، یک سری اشکالات پیش می‌آید و اگر بگویی از سنخ ممکن است اشکالات دیگر پیش می‌آید؟ بحث، خیلی دقیق، ظریف و پیچیده است.

2- عرفان/ دسته دوم؛ عرفا. اهل معرفت نیز در باب غایت و هدف خلقت انسان بحثِ عرفانیِ بسیار مهمّی دارند که از آیات قرآن و روایات استخراج کرده‏اند. اهل معرفت می‏گویند: هدف از خلقت انسان، معرفت‏الله، به معنای شهودالله، فنای ‏فی‏الله و لقاءالله است و بحث در این است که انسان چگونه می‏تواند به این مرتبه برسد. فلاسفه ‏ علمی است و از نظر مفاهیم بحث می‏کنند، امّا این بحث معرفتی است.

3- اخلاق/ دسته سوم؛ علمای اخلاق. این دسته از بزرگان می‏گویند: بیشتر مباحث اخلاقی، دستوری است، حال از نظر عملی برای رسیدن به هدف از خلقت چه باید کرد؟ انسان چگونه می‏تواند وادی سیر و سلوک را طی کند؟ لذا بحث‌های معرفتی و اخلاقی یک رابطة تنگاتنگ با هم دارند؛ چون هدایت دو نوع است: «ارائه طریق» و «ایصال به مطلوب». ارائه طریق که به معنای نشان دادن است توسّط علمای اخلاق صورت می‏گیرد، امّا در ایصال به مطلوب که بحثی معرفتی است، رساندن به مقصود است نه فقط نشان دادن راه. اگر از کسی آدرسی را بپرسی، یک وقت می‌گوید: از اینجا برو، یک وقت ایصال به مطلوب می‏کند؛ یعنی دستت را می‌گیرد و به مقصد می‏رساند.

لذا به طور خلاصه در اخلاق به دنبال ارائه طریق و دستورالعمل هستیم، در عرفان به دنبال کسی هستیم که دست ما را بگیرد و به هدف برساند و در فلسفه به دنبال حلقه اتّصال ممکن و واجب هستیم. هر سه به دنبال یک گمشده هستند که آن هم وجود مقدّس امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) است و غیر ایشان راهی نیست.

تطبیق نظرات با روایات شریفه:

ابن‌سلم در روایتی از امام صادق(صلوات‌الله‌علیه)  نقل می‌کند که حضرت فرموده‏اند: «الْإِمَامُ عَلَمٌ‏ بَیْنَ‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ»، امام رابط بین ممکن و واجب، حادث و قدیم و نشان دهندة راه الهی است. علم سه معنا دارد: نشانه برای شناخت راه، فاصلة بین دو زمین و مهتر و جلودار.  لذا حضرت گمشدة هر سه علم اخلاق، عرفان و فلسفه را معرّفی فرموده‏اند. در واقع حضرت فرموده‏اند: امام کسی است که ارائه طریق می‏کند؛ نشانه برای شناخت راه است، امام حلقه اتّصال بین واجب و ممکن است؛ فاصلة بین خدا و خلق است، امام کسی است که ایصال به مطلوب می‏کند؛جلودار و مهتر است. در ادامه حضرت می‏فرمایند: «فَمَنْ عَرَفَهُ کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکَرَهُ کَانَ کَافِراً» ، پس هر کس او را بشناسد مؤمن است و هر کس منکر او شود کافر است.

در روایتی دیگر امام صادق(صلوات‌الله‌علیه) می‏فرمایند: «خَرَجَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَال‏»، روزی امام حسین(صلوات‌الله‌علیه) به اصحابشان فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ مَا خَلَقَ‏ الْعِبَادَ إِلَّا لِیَعْرِفُوه‏»، ای مردم! خداوند بندگان را جز برای معرفت پیداکردن خلق نفرمود. در اینجا معرفت، شناسایی مفهومی نیست، بلکه شناخت شهودی و عرفانی است؛ «فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوه‏»، عبادت وقتی محقّق می‏شود که عبد خدا را شهود کند و در دل عظمت خدا را ادراک نماید و عبادت بدون معرفت پوستة بدون مغزی است؛ «فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَا سِوَاه‏» وقتی خدا را پرستش کرد، به سبب همین پرستش، از پرستش غیر او بی نیاز می‌شوند و دیگر موجودی را عبادت، یعنی کُرنش درونی، نمی‌کنند.

«فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ‏» شخصی به حضرت عرض می‌کند: «یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ»، ای پسر پیغمبر! پدر و مادرم فدایت! معرفت الهی چیست؟ «قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُم‏» حضرت می‌فرمایند: معرفتِ خدا، معرفتِ امام زمان است. یعنی وجود مقدس امام زمان (صلوات‌الله‌علیه) حلقه‌ ارتباطیِ حادث و قدیم و برزخ بین واجب و ممکن است و به تعبیر ادعیه مجرای فیض الهی است و اگر او را شناختی، بدون اینکه تقاضا کنی، خدا را به تو می‏شناساند. نه می‌توانی بگویی خدا است نه می‌توانی بگویی مخلوق است. در روایتی است که: «نزّلونا عن‏ الرّبوبیّة و قولوا فینا ما شئتم. » غیر از ربوبیّت هر چه می‏خواهید دربارة فضائل ما بگویید.

تا اینجا حضرت بُعد فلسفی، یعنی وجود و هستی را فرمودند، امّا در ادامه به بُعد اخلاقی و ارائه طریق اشاره می‏فرمایند. «الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِمْ طَاعَتُهُ»، اگر آن موجودی که تو را ایصال به مطلوب میکند، شناختی، باید از او اطاعت کنی و هر چه می‌گوید عمل کنی؛ چون او است که ایصال به مطلوب و ارائه طریق می‌کند.

چگونگی بهره‏مندی از امام غائب: حال سؤال می‏شود: چگونه از امام بهره ببریم در حالی‏که امام زمان در غیبت هستند؟ جواب به این سؤال در هرسه بعد باید پاسخ داده شود.

1- ارائه طریق؛ در باب مباحث اخلاقی تمام دستورات ازطریق‌ پیامبر اکرم و ائمه طاهرین (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) به ما رسیده است و در این باب کمبود نداریم.

2- مباحث فلسفی؛ در روایتی است که امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) در زمان غیبت مثل خورشید پشت ابر هستند؛ یعنی همان‏طور حیات جانداران به خورشید وابسته است چه پشت ابر باشد و چه نباشد، بدون امام زمان هم حیاتی نیست چه غائب باشند، چه ظاهر چون ایشان رابط بین ممکن و واجب و قدیم و حادث‏اند و اگر رابط نباشد، هیچ چیزی وجود نخواهد داشت.

3- ایصال به مطلوب؛ در این مورد آیا باید حضرت را شهود کنیم؟ برخی به دنبال زیارت حضرت هستند و خیلی دعا می‌کنند، اگر درون کسی غیر این حالت وجود داشته باشد، خلل و کمبود دارد، باید این‏گونه بود، امّا از این نکته ‌نباید  غفلت کرد که آیا باید تقاضای شهود داشته باشیم یا قابلیّت شهود؟ تقاضای شهود لازمة ایمان است، امّا انسان باید قابلیّت شهود را در خود ایجاد کند و بزرگانی امثال مقدّس‏اردبیلی و سیّدبحرالعلوم چون قابلیّت شهود را در خود ایجاد کرده بودند، خدمت امام زمان (صلوات‌الله‌علیه) می‏رسیدند.

حتّی اختصاص به اهل کرامت هم ندارد؛ در زمان کودکی من، مرحوم والد ما با یکی از اولیاء خاصّ خدا ارتباط داشت. تشرّف آن ولیّ خدا به حضور امام زمان«صلوات الله علیه»، قابل انکار نبود. ایشان یک مغازة پینه‏دوزی هم در بازار داشت. حتّی ایشان می‏گفت: گاهی آقا شب‏های جمعه یک‏دفعه می‏آیند، می‏فرمایند: بیا برویم کربلا زیارتی کنیم و برگردیم. با آقا می‏روم کربلا و برمی‏گردم. این‏ها خواب و قصّه و داستان نیست. مرحوم والد ما می‏گفت: آقا تشریف می‏آورند پیش ایشان، نه این، خدمت آقا برود. پدرم گفت، که از او پرسیدم: فلانی! گفت: بله! گفتم: چه شده است که ایشان تشریف می‏آورند آنجا پیش تو؟! گفت: اتّفاقاً خودم همین سؤال را از آقا پرسیدم که چطور شده که شما می‏آیید اینجا پیش من احوالم را می‏گیرید؟ ایشان به من فرمودند: برای خاطر اینکه در تو هیچ هوای نفس نیست. وقتی از حبّ به دنیا تخلیه شدی، ولی الله اعظم دستت را می‌گیرند؛ مگر کسی که حبّ دنیا، چه مالش و چه جاهش پیکره‌اش را گرفته باشد، می‌تواند خدمت امام زمان«صلوات الله علیه»،  برسد تا حضرت ایصال به مطلوب بفرمایند؟!

لذا در باب انتظار فرج که روایات بسیار داریم که افضل اعمال است، چه کسی می‌تواند منتظر باشد؟ کسی که حبّ دنیا دارد؟ اگر امام زمان(صلوات‌الله‌علیه) تشریف بیاورند، حاضرم دست از همه چیز بردارم و هر امر فرمودند بگویم: چشم؟ اگر این‏چنین شویم، بی برو برگرد دستمان را خواهد گرفت، چه چشم ظاهری ببیند، چه نبیند. اینجا است که عبادات‌ روح می‏گیرند و طاعات‌ مغز پیدا می‌کنند و از پوست بودن خارج می‏شوند.

اگر کسی این حالت در آن نباشد، منحرف است. زیرا این‏گونه بودن طبق موازین است، لذا در روایات متعدّد داریم که اگر کسی امام زمانش را نشناسد، «مَاتَ‏ مِیتَةً جَاهِلِیَّة»، به مرگ جاهلیّت مرده است. خدایا بحقّ مهدی موعودت؛ یعنی موجودی که الآن محبوبترین موجودات نزد تو است، دست ما را از دامن او کوتاه مکن!






نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سوال شد امام زمان (عج) غایب است یعنی چه؟ گفتم غایب؟ کدام غایب؟ بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می گوید: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته است تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کنند.
بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است. در حالی که در واقع خودش گم شده است. انبیاء و اولیاء پدران خلق اند و دست خلائق را می‌گیرند تا آنها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.  امام زمان (عج) گم و غایب نشده است ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم. امام غایب نیست، تو نمی بینی آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسیر دنیا شده اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می بیند. خلاصه نگو آقا غایب است. تو نمی بینی.

برگرفته از کتاب « امام زمان (عج) در کلام اولیای ربانی/مهدی لک علی آبادی/ ص 30




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان






نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان






نوع مطلب : مهدویت، حضرت ماه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 اسفند 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان
از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!
ما لشگری از سلاح روسی داریم
در دوز و کلک رگ ونوسی داریم
هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم
این هفته فقط نیا عروسی داریم
از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم ...
ما قیمت روز ارز را می دانیم
معیار بهای بورس در تهرانیم
فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است
هر روز دعای عهد را می خوانیم
صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط ...
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : ظهور با شرط ٰ رفاه طلبی ٰ،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 شهریور 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان
برای من هنوز زوده!
شاید این جمله ای باشد که بیشتر جوانهای امروزی در مواقعی که به کار مشکلی برمی خورند که نیاز به تفکر و خلاقیت و مقاومت و زحمت دارد، تکرار می کنند.
اما چرا؟
چرا ما خودمان را دست کم گرفته ایم؟
مگر ما همان دبستانی هایی نیستیم که خمینی کبیر تمام امیدش به ما بود؟
مگر این جمله معروف امام را که می گفت : "امید من به شما دبستانی هاست" یا "آینده کشور از آن شما جوان هاست" را از یاد برده ایم؟
مگر آن دبستانی ها افرادی غیر از من و شماست؟
پس چرا باور این مساله که آینده کشور ایران به دست ماست اینقدر برایمان سخت است؟
آیا تا حالا خوب فکر کرده ای که در آینده ایران قرار است چه نقشی را به کمک من و تو در این جهان بازی کند؟
اصلا نقش ایران در آخرالزمان چیست؟
مگر ایران قرار چیکار کنه که آمریکا از سالها پیش برای جلوگیری از آن برنامه ریزی کرده است؟
شاید بگی خوب ایران تنها کشوری است که حاکمیت جهانی آمریکا رو قبول نداره و ...؟
اما بحث از این عمیق تره! مشکل سر این است که آینده یا همان آخرالزمان کدام تمدن و فکر و ایدوئولوژی پیروز می شود؟ و کدام تمدن قابلیت و توانایی این را دارد که جهان را اداره کند و دین و دنیای مردم را به نحو احسن تأمین کند؟
و ایران شیعی تنها کشوری است که این داعیه را دارد و بعد از پیروزی انقلاب این رویه را به طور جدی ادامه می دهد و در مقابل تمدن غرب و لیبرال دموکراسی قد علم کرده است و آن را رد می کند؟
ما قائل هستیم که آینده از آن حق است و باطل از بین رفتنی است و این حق با ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) تحقق پیدا می کند، و با ظهور حضرت جهان بوی عدالت و تفکر الهی را استشمام خواهد کرد و در سایه ی آن حکومت است که می توان به هدف از خلقت که همان رسیدن به مقام خلیفه اللهی و مقام عبودیت است رسید. و در ان دوران است که می توان به حقایق قرآن و علوم دیگر دست پیدا کرد.
اما آیا ما وظیفه ای داریم یا فقط باید بنشینیم تا امام زمان بیاید و همه چیز را برای رشد ما آماده کند؟
اصلا مگر یکی از فلسفه های غیبت امام زمان نبود یار کافی برای حمایت از آن حضرت نیست؟ پس چطور می شود با دست روی دست گذاشتن، برای مهدی زمان سرباز تربیت شود؟ مگر چشم امید امام زمان به کیست؟ به غیر از من و تو که اسممان شیعه است!
پس تا نخواهیم نمی آید همانطور که بیش از هزار سال است که نیامده است. خداوند آخرین ذخیره اش را نمی خواهد مثل بقیه به خاطر بی عرضگی ما تلف کند. یعنی اول ما باید این لیاقت رو در خودمون ایجاد کنیم که بتوانیم از سربازهای حضرت قرار بگیریم و از او حمایت کنیم وگرنه ما هم به تاریخ خواهیم پیوست و امام زمان همچنان در پشت پرده غیبت منتظر 313 نفر یار خواهد ماند!
رفقا تمام جنگ نرم و تهاجم فرهنگی غرب در این جمله خلاصه می شود که " تو نمی توانی و باید پیرو غرب باشی" اما حقیقت چیز دیگری است و به قول امام " ما می توانیم".
خدا روی ما بچه شیعه ها  حساب ویژه باز کرده است و میخواد مهدی رو دست ما بسپاره تا از او مراقبت کنیم پس بیایید برای کسب این لیاقت ما هم چند قدمی برداریم.
وظیفه ما مقدمه چینی ظهور آقامون امام زمان است. باید کاری کنیم که حضرت هرچه زودتر تشریف بیارند و حکومت دادگستر خودشان را تشکیل دهند.
پس لطفا خودمان را به خواب نزنیم که بیدار شدن سخت است.
و در آخر با این حدیث از امیرالمونین تمام میکنم : " من نام لم ینم عنه " یعنی هرکس بخوابد و یا دچار غفلت شود، دشمنش خواب نیست و از او غافل نشده است.
خلاصه اینکه دشمن منتظر فرصت است که ما را زمین بزند، مبادا با کم کاری و غفلت خودمان این فرصت را به او بدهیم.




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 5 شهریور 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان
آیا تا به حال فکر کرده اید که ما برای امام زمانمان چه کار کرده ایم؟ چرا بعد از گذشت حدود 1200 سال باز هم خبر از 313 نفر که عرضه مرد شدن داشته باشند نیست؟ به نظر شما مشکل کار کجاست؟ یعنی بین این همه مذهبی و حزب اللهی 313 نفر آدم درست و حسابی پیدا نمیشه؟ یعنی مرد شدن اینقدر سخت است؟
به نظر من مشکل عمده ی ما در این است که اهل عمل نیستیم و دنبال دانستن بیشتر و زیادتر هستیم اما چقدر به این دانسته های خود عمل می کنیم جای بحث دارد؟
شاید یکی از مشکلات ما حزب اللهی ها این است که خودمان را افراد کاملی می پنداریم و نیاز به خودسازی نمی بینیم و تمام فکر و ذهنمان را مشغول دیگران سازی و جامعه سازی می کنیم اما غافل از اینکه مصلح خودش باید صالح باشد و کسی که خودساخته نیست نمی تواند روی دیگران اثر چندانی بگذارد.
حالا می شود به این توصیه آیت الله العظمی بهجت (ره) پی برد که می گفت به دانسته های خود عمل کنید تا خداوند شما را به اون چیزهایی که نمی دانید عالم و دانا کند.
مهم این است من در هر لحظه وظیفه ی خودم را بدانم و به آن وظیفه عمل کنم تا اول خودم از درون و از باطن، خوب ساخته و آماده شوم و برای لحظات سخت پیکار با دشمن در حالت آماده باش باشم.
آیا تا حالا شده که آرزو کنید که ای کاش در کربلا حضور داشتید و به امام حسین (ع) کمک می کردید؟ آیا واقعا مطمئن هستید که اگر در کربلا بودید جزو یاران امام حسین بودید و نه جزو لشکریان یزید؟
فکر نمی کنید غربال کربلا خیلی سخت و نفسگیر بود و هرکسی را جرأت پیوستن به امام حسین (ع) نبود؟ اما به قول آن شهید بزرگوار برای هرکسی کربلایی وجود دارد و تا انسان را به اندازه کربلا نیازنوده اند از این دنیا نمی برند؟
اگر ما آن زمان در کربلا بودیم وظیفه ی ما چی بود؟ دفاع از ولایت و مبارزه با طاغوت زمان و هموار کردن مسیر برای رسیدن امام حسین (ع) به حکومت. تا در سایه حکومت حق خویش نفوس مردم را تربیت کرده و به تعالی برساند.
پس در زمان غیبت امام زمان (عج) هم وظیفه ی ما هموار کردن راه یا همان مقدمه سازی ظهور است تا در سایه ظهور صاحب الزمان مردم طعم شیرین حکومت الهی را بچشند و در سایه ی این حکومت به مقامات معنوی و مقام خلیفه اللهی که هدف ما از خلقت است، برسد.
پس باید دنبال این باشیم که موانع ظهور امام زمان (عج) چیست تا برداشتن این موانع راه را هموار کنیم برای آمدن حضرت حجت.
اما باز هم در مرحله اول باید روی خودمان کار کنیم و خودمان جزو سربازان حضرت باشیم نه مثل بقیه سربار.
اما برای رسیدن به این مرحله یک مسیر و سیری لازم است که به طور خلاصه اشاره ای به آن می کنم :
انسان ها برای اینکه دنبال کاری بروند باید مراحلی را طی کنند.
اولین مرحله معرفت شناسی است یعنی تا انسان به اون مسیری که در آن گام برمی دارد شناخت کافی نداشته باشد در آن مسیر به خوبی حرکت نمی کند. مثلا اگر انسان می خواهد مقدمه ساز ظهور باشد باید یک شناخت کلی از تاریخ اسلام و رسالت و امامت و غیبت حضرت صاحب و دلایل غیبت و ... داشته باشد تا بفهمد که در کجای جریان قرار دارد و وظیفه اش در این برهه از تاریخ چیست؟
مرحله دوم : وقتی انسان به این شناخت از امام زمان و ظهور رسید خود به خود به موجود نازنینی مثل امام مهدی عشق و علاقه و محبت پیدا می کند و این محبت گام سوم را در پی دارد که همان اطاعت است یعنی انسان اگر به کسی عشق و محبت زیادی داشته باشد مطیع محض آن فرد می شود و گام بعدی لذت بردن از این اطاعت براساس محبت و معرفت است.
پس رفقا ما چرا از عمل به دستورات خدا و امام زمان لذت نمی بریم و در جا می زنیم چون این سیر منطقی را طی نکرده ایم و هنوز در ذهن ما از امامت و ظهور و ... شکل مبهمی موجود است و زیاد برای خودمان روشن و واضح نشده است و به قول خودمان هنوز ایمان و باور کافی به این قضیه نداریم.
اما راه حل رسیدن به این باور و ایمان، عمل صالح است. یعنی به اون چیزهایی که می دونیم برای تسریع در ظهور حضرت صاحب موثر است عمل کنیم هرچند اندک باشد. تا گام های بعدی هموارتر و استوارتر پیموده شود.
به امید آن روز که همه ی حزب اللهی اهل عمل باشند نه توصیه!




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سلام همسنگرها و رفقای عزیزم

فكر كنم كمی در مورد  مقدمه سازی ظهور و اینكه جزو سربازهای حضرت باشیم دچار غفلت و بی تفاوتی شده ایم و عملمان اصلاً‌ با آرمانمان نمی سازد.

اكثر اوقات ما هم مثل مردم فقط به دعای ندبه و آه و ناله بسنده می كنیم و جنبه ی عملی انتظار یادمان می رود و همان اول صبح روز جمعه از آمدن حضرت ناامید می شویم و دعای ندبه را می خوانیم ولی به قول مرتضی آقا تهرانی اصل دعای ندبه عصر جمعه است و بعد از ناامید شدن از اینكه حضرت تا ظهر جمعه ظهور نكردند.

رفقا این جمله از امام موسی صدر است :«امت آن روز، همه در قتل حسین شركت كردند! همه ی آن امت، جز شماری انك، با گفتار، كردار، رضایت و سكوت خود، در خلق فاجعه ی كربلا مشاركت جستند. » كه آدم با شنیدن آن تنش به لرزه می افتند كه نكند ما هم مثل مردم كوفه امام خود را تنها بگذاریم یا حتی قدم در راه كشتن او برداریم؟ چه تضمینی داریم كه ما از اهل كوفه بهتریم؟ مگر شمر فرمانده سپاه امیرالمومنین علیه السلام نبود؟ مگر عمر بن سعد همبازی دوران كودكی امام حسین علیه السلام نبود؟ و ... ما چه امیدی به خود داریم كه جزو یاران حضرت هستیم؟ به قول شهید بهشتی (ره)‌ بهشت را به بها می دهند نه به بهانه. و ما قائلیم كه سربازی حضرت از بهشت هم بالاتر است و اصلا بهشت بدون امام زمان صفایی ندارد. پس حالا بنگریم و ببینیم كه در كجای كاریم و چقدر برای حضرت نیرو جمع كرده ایم؟ چقدر به فضای شهرمان در نیمه ی شعبان كمك می كنیم كه امام زمانی شود و گناه ترویج نشود به بهانه ی تولد حضرت؟

چقدر روی خودمان كار كرده ایم؟ اصلا چقدر با ویژگی های سربازان حضرت آشنایی داریم و خودمان را به این صفات نزدیك كرده ایم؟

رفقای عزیز شاه كلید مسئله در پیروی از امر ولی فقیه نهفته است كه نائب امام زمان در عصر غیبت است. هر چقدر در عصر غیبت گوش به فرمان امام خامنه ای باشیم در عصر ظهور هم به همان اندازه مطیع امام زمان خواهیم بود. پس معیار سنجش ما اطاعت از ولی فقیه است و اینكه چقدر به حرفهای او اهمیت می دهیم و سخنان ایشان چقدر در اعمال و رفتارهای روزمره ی ما تأثیر دارد؟ آیا تا حالا از ولی فقیه دفاع علمی كرده ایم؟ در راهش هزینه داده ایم؟ این گوی و این میدان! اختیار با خودمان است كه حسینی شویم یا یزیدی! چون طبق گفته ی امام موسی صدر هركس پشت امام خود نایستد به نوعی به دشمن كمك كرده است! پس بیایید ما اهل عمل و جهاد باشیم نه اهل سكوت و بی تفاو تی و ... .

و در آخر اینكه «فأین نذهب؟» .........





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 آذر 1389 :: نویسنده : از طایفه سلمان

چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی

اشكم شبیه خون جگر شد نیامدی

گفتم غروب جمعه تو از راه می رسی

عمرم در این قرار به سر شد نیامدی

تا خواستم به جاده ی وصل تو رو كنم

غفلت مرا رفیق سفر شد نیامدی

در مسجدیم و طاعت این ماه شغل ماست

بی قبله هر نماز به سر شد نیامدی

این نفس بد مرام مرا خوار و زار كرد

روز و شبم به لغو سپر شد نیامدی

رسوایی گدای تو از حد گذشته است

عمرم به هر گناه هدر شد نیامدی

از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدی

دیدم دلم به راه دگر شد نیامدی

خسران زده كسی است كه از یار غافل است

بی تو دعا بدون اثر شد نیامدی

از ما كه منفعت نرسیده برای تو

هر چه ز ما رسیده ضرر شد نیامدی

گفتیم لااقل سر افطار می رسی

دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی

احسان محسنی فر 





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


باتوجه به غیر معصوم بودن مراجع، غایب بودن امام عصر(عج) چگونه توجیه می شود؟

در پاسخ این سوال، بیان چند نكته بایسته است:

یكم. امامان معصوم علیهم السلام، در دوران حضور خود، یكی از مهمترین وظایف و مسئولیت های خود را به انجام رساندند و غیبت و پنهان زیستی امام عصر (عج) ، اشكال و خللی در انجام این وظیفه، وارد نكرده است. این وظیفه ی مهم و بنیادین، عبارت است از «تبیین دین» به گونه ای كه دین مصون از تحریف بماند.

امامان معصوم علیهم السلام در طول حیات خود، با انجام سه عمل و برنامه، جلوی تحزیف دین را گرفتند:

الف. سنت پیامبر (ص) را آن گونه كه بود، بیان كردند.

ب. روش فهم دین از كتاب و سنت (اجتهاد) را آموزش دادند.

ج. كسانی را كه صلاحیت چنین فهمی دارند، به مردم معرفی كرده و آنان را در زمان غیبت به این افراد ارجاع دادند.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 8 آبان 1389 :: نویسنده : از طایفه سلمان

انتظار چیست؟ انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملكوتی است كه باید بیاید و با كمك همین انسانها سیطره ی ظلم را از بین ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگی مردم حاكم كند و پرچم توحید را بلند كند؛ انسانها را بنده ی واقعی خدا بكند. باید برای این كار آماده بود... انتظار رها كردن و نشستن برای اینكه كار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حركت است.

انتظار آمادگی است. ... انتظار فرج یعنی كمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت برای آن هدفی كه امام زمان (عج) برای آن هدف قیام خواهد كرد، آماده كن.

ولی امر مسلمین جهان 27/5/87





نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 5 آبان 1389 :: نویسنده : از طایفه سلمان
 

خلاصه: رسیدن به یک جامعه ای انسانی مملو از عدل و داد، پیشرفته، مترقی، آزاد و آباد، خودکفا و مستقل از هر نظر، خالی از هرگونه تجاوز و تبعیض آن هم در سطح تمام جهان، نیازمند به یک انقلاب وسیع در زمینه ی فرهنگ، تکنولوژی، هدایت و کنترل و دادرسی است.

ممکن است این تصور برای بسیاری پیدا شود که حکومت مهدی (عج) براساس یک سلسله معجزات و خارق عادات می گردد در حالیکه  این تصور کاملاً اشتباه است و زندگی تمام پیامبران و امامان نشان می دهد که پیشرفتها و پیروزی های انها معمولاً با استفاده از وسایل و طرق ظاهری بوده، و مسئله ی اعجاز در میان آنها کاملاً جنبه ی استثنائی داشته و معمولاً برای اثبات مقام نبوت و وصایت بوده است.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

ویژگی ها و سیمای دولت امام مهدی (عج)

دولت مهدی (عج) دارای خصایص و ویژگی های برجسته و ارجمندی است که آن را از سایر دولت ها و حکومت ها، متمایز می کند. برخی از این ویژگی ها، بیانگر اخلاقی بودن و کمال خواهی آن دولت و نشانگر محور بودن معنویت و رشد و بالندگی اخلاقی در آن است. این خصایص و امتیازات عبارت است از:

1 ـ ریاست و رهبری در این دولت، پادشاهی، ریاستی و دیکتاتوری نیست؛ بلکه »امامتی« (بر اساس نظام امامت) است و زعیم و رهبر آن، امام منصوب از سوی خدا است. او کسی نیست جز امام مهدی (عج) که این مقام والای الهی را در دست خواهد گرفت و یاران صالح و مخلص خود را حاکم و رئیس سرزمین های مختلف جهان خواهد ساخت.

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

هدف، دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله ی با یک حرکت همه جانبه ی متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته ی علمیِ رسانه ای. باید با این جریان شیطانیِ خطرناک مقابله شود.
امام خامنه ای

مدیر وبلاگ : از طایفه سلمان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :