تبلیغات
علی اكبرهای امام خامنه ای - مطالب خرداد 1392
 
علی اكبرهای امام خامنه ای
قل إنما أعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثنی و فرادی
جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان






نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 31 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان






نوع مطلب : مهدویت، حضرت ماه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هرجایی که دانش باشد، اما وجدان و معنویت و اخلاق و عاطفه و احساسات بشری در آنجا غایب باشد، بشر از آن دانش سودی نخواهد برد. دانش بدون معنویت و اخلاق، بمب اتم می شود، به جان بی گناهان می افتد؛ اسلحه می شود، غیرنظامیان را در لبنان و فلسطین اشغالی و دیگر مناطق عالم هدف قرار می دهد؛ مواد کشنده ی شیمیایی می شود، در حلبچه و بقیه ی نقاط عالم، زن و کودک و مرد جوان و انسان و حیوان را به نابودی می کشد. اینها از کجا آمد؟ این مواد کشنده، از همین مراکز علم و از همین کشورهای اروپایی خارج شد! آنها بودند که این مواد را ساختند و در اختیار رژیمی که ملاحظات لازم را نداشت، گذاشتند. نتیجه این شد که مشاهده کردید. سلاحها و انواع و اقسام فرآورده های علم، امروز نتوانسته است و نمی تواند بشر را خوشبخت کند، خانواده ها را سعادتمند نماید، فرزندان و کودکان و زنان و مردان را لذت زندگی بچشاند؛ به خاطر اینکه با اخلاق و معنویت همراه نیست.

             

آثار استفاده از بمب های شیمیایی و ... بر روی انسانها

                 

ما در تمدن اسلامی و در نظام مقدس جمهوری اسلامی که به سمت آن تمدن حرکت میکند، این را هدف گرفته ایم که دانش را همراه با معنویت پیش ببریم. این که می بینید دنیای غرب نسبت به پایبندی ما به معنویت حساس است، بر دینداری ما اسم تعصب و تحجر می گذارد، علاقمه مندی ما به مبانی اخلاق و انسانیت را مخالف با حقوق بشر قلمداد می کند، به آژخاطر آن است که این روش، ضد روش آنهاست. آنها علم را پیش بردند - البته کار مهم و بزرگی بود - اما جدای از اخلاق و معنویت بود و شد آنچه که شد. ما می خواهیم علم با اخلاق پیش برود. دانشگاه همچنان که مرکز علم است، مرکز دین و معنویت هم باشد. متخرج دانشگاههای کشور، مثل متخرج حوزه های علمیه، دیندار بیرون بیاید. این، آن چیزی است که آنها نمی پسندند و نمی خواهند. به همین خاطر، سالهاست که با انواع تهمتها، به جمهوری اسلامی تهمت می زنند. این تهمتها این قدر مکرر شده که برای شنوندگان تهوع آور است! جمهوری اسلامی را به تعصب و تحجر و - به قول خودشان - بنیادگرایی، یعنی خکی بی حد و اندازه ای که هیچ انعطافی در آن نیست، متهم می کنند! اسلام را این گونه معرفی می کنند؛ در حالیکه خشکی آنجاست، زندگی دور از معنویت و عطوفت و رحمت و انسانیت آن جاست که حتی محیط گرم خانواده هم قادر نیست کودکان را در خود نگهدارد ...
محیط اسلامی، محیط رحمت، اعتدال، حکمیت معنویت و تقواست، که خود معنویت و تقوا، یعنی آغوش بازی برای همه ی عواطف انسانی، همه ی احساسات صحیح بشری، همزیستی و آسایش معنوی و انسانها و آرامش دلها.
منبع : سخنرانی امام خامنه ای در دیدار با پرستاران و امدادگران ، 1376/6/19




نوع مطلب : سیاسی، از خود تا خدا (اخلاقی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جواب کار فرهنگی باطل، کار فرهنگی حق است






نوع مطلب : حضرت ماه، جوان و اجتماع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یادداشت خواندنی ده نمکی؛
آقای هاشمی! می‌دانید چرا کسی سطل آشغال آتش نمی‌زند؟!

پیام آقای هاشمی بعد از انتخابات اخیر مبنی بر سلامت کامل انتخابات برای کسانی که چهار سال پش با پیام همسر مکرمه ایشان و همفکرانشان قاعده بازی مردم سالاری را به هم زدند و به جای تبریک به رقیب به آتش افروزی پرداختند شگفت انگیز است.

نه فقط حضرت ایشان بلکه عموم کسانی که پرچم مدارا و تسامح و تساهل و دموکراسی و تحمل مخالف و روشنفکری را مانند چماق بر سر منتقدین خود می کوبند تعریف دوگانه ای از دموکراسی دارند. در منظر این دوستان اگر نامزد پیروز فرد مورد نظر آنها باشد ایران بهترین شکل دموکراسی را دارد و اگر نامزد پیروز رقیب یا مخالف آنها باشد تقلب و مهندسی آرا نام می گیرد.

اساسا این گروه همه چیزشان شبیه هم است در حوزه های فرهنگی و اجتماعی و حوزه اندیشه هم اینگونه رفتار می کنند مثلا در همین سینما اگر فیلم مد نظر آنها بفروشد می گویند مخاطب اندیشمند و فرهیخته ولی اگر فیلم از آن فرد هم فکر آنها نباشد می گویند فیلم عوام پسند است و مردم ساده پسندند.

اگر در مطالب و ابراز نظرشان توهین و فحش باشد می گویند آزادی بیان است ولی اگر جواب بدهی می گویند هوچیگری و نقد ناپذیری.

اگر سوال کنند اسمش آزادی اندیشه است ولی اگر سوال کنی می گویند تفتیش عقاید است.

اگر سطل آشغال آتش و بانک و اتوبوس آتش بزنند اسمش اعتراض مدنی است ولی اگر در برابرشان اعتراض کنی چماقدار و خشونت طلب می نامندت.

در یک کلام حوزه سیاست و فرهنگ و مدیریت فقط باید در انحصار آنها باشد و از منظر آنها مخالف خوب مخالف مرده است.

انگار غربی ها هم این منش را دارند نمی دانم کدام یک از هم آموخته اند. القاعده خوب القاعده ای است که شیعه بکشد القائده بد القائده ای است که انسان غربی را بکشد. دیکتاتور خوب دیکتاتوری است که در بحرین شیعه بکشد.

آری این چنین است برادر!

اگر کسانی که در هردوره پیروزی رقیب را به این آسانی می پذیرند و به جای سطل اشغال آتش زدن پیام تبریک برای مخالف خود می فرستند روشنفکر نیستند، توصیه می کنم به این منش خود افتخار کنند ولو اینکه همیشه از نظر اصلاح طلبان و روشنفکر نمایان متهم باشند.

به هر حال امیدوارم مدعیان روشنفکری و دموکراسی آداب برد و باخت را در همه حوزه های فرهنگی و سیاسی یاد بگیرند. و انتخاباتشان مثل جشنواره سینمایی شان نباشد.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان


گفتمان عدالت ؛ همه چیز ماست.








نوع مطلب : سیاسی، حضرت ماه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان
همراهان ناهمراه ! (یادداشت روز)
پیروزی آقای دکتر حسن روحانی در انتخابات پرشور و حماسی اخیر، بلافاصله بعد از اعلام نتیجه انتخابات با تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوان و متفاوتی در داخل و خارج کشور روبرو شد. بیشترین حجم این تفسیرها به دو موضوع؛ «احتمال تغییرات جدی در سیاست‌های کلان نظام» و «نقش و تاثیر این انتخاب بر آرایش سیاسی احزاب و جریانات داخلی» اختصاص داشت که هنوز هم ادامه دارد. یادداشت پیش روی اشاره‌ای گذرا به نکات یاد شده دارد.
1- آقای روحانی که در انتخابات حماسی 24 خرداد با کسب اکثریت آرای مردم به ریاست جمهوری اسلامی ایران انتخاب شده‌اند، اگرچه اعلام کرده‌اند در اداره امور اجرایی کشور سلیقه‌ای متفاوت با اصولگرایان و سایر نامزدها دارند ولی این سلیقه سیاسی متفاوت در چارچوب سلیقه‌های درون نظام تعریف شده و احراز صلاحیت ایشان از سوی شورای نگهبان را در پی داشته است بنابراین، تنها رخداد تازه‌ای که این روزها، با انتخاب آقای روحانی اتفاق افتاده- و اتفاق مهمی نیز هست- جابه‌جایی مسئولیت امور اجرایی کشور از یک سلیقه سیاسی به سلیقه سیاسی دیگری در چارچوب و بستر تعریف شده نظام است. رخدادی که در عمر سی‌و چند ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بارها اتفاق افتاده است. این جابه‌جایی نشان می‌دهد که اولا؛ نگاه مردم برای حل مشکلات و از جمله مشکلات اقتصادی به درون نظام است و به قول حضرت آقا؛ «نظر دشمنان برای ملت ایران اهمیتی ندارد» و ثانیا؛ برخلاف آنچه دشمنان بیرونی ادعا می‌کنند، «حلقه‌مدیریت» در نظام اسلامی بسته نیست و مسئولیت‌ها می‌تواند با انتخاب مردم در میان سلیقه‌های مختلف درون نظام جابه‌جا شود.
2- تعیین سیاست‌های کلی و کلان نظام مطابق اصل 110 قانون اساسی از اختیارات رهبری است. بنابراین برخلاف هیاهوی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها، با انتخاب آقای دکتر روحانی، سیاست‌های کلان نظام تغییری نکرده و نخواهد کرد. آقای روحانی سال‌های متمادی دبیر شورای عالی امنیت ملی و یکی از نمایندگان رهبر معظم انقلاب در این شورا بوده- و هنوز هم هستند- و می‌دانند که علاوه بر اختیار قانونی رهبری در تعیین سیاست‌های کلی نظام- ولایت مطلقه فقیه- بسیاری از سیاست‌های کلان با ارجاع رهبر انقلاب، در این شورا مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نهایتاً در صورت تأیید ایشان به اجرا درمی‌آید. اعضای این شورا مطابق اصل 176 قانون اساسی عبارتند از؛ رؤسای سه قوه، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام‌رهبری، وزرای امور خارجه، کشور و اطلاعات و برحسب موضوع، وزیر مربوطه و عالی‌ترین مقام‌های ارتش و سپاه. با توجه به نکته یاد شده، با حضور آقای دکتر روحانی در رأس قوه اجرایی کشور، هم نگرانی بعضی‌ها و هم انتظار برخی دیگر درباره تغییر سیاست‌های کلان نظام بی‌اساس و نشدنی است و البته ایشان نیز تاکنون چنین ادعایی را مطرح نکرده‌اند.
3- همزمان با انتخاب آقای روحانی، سه جریان جبهه اصلاحات، اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی و اصحاب فتنه تلاش گسترده و از قبل پیش‌بینی شده‌ای را برای مصادره آرای ایشان به نفع خود آغاز کردند. این تلاش با استناد به حمایت آقایان هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی از آقای روحانی صورت گرفته و ادامه دارد. جریانات یاد شده در تبلیغات و اظهارنظرهای خود به طور زیرکانه‌ای موقعیت آقای دکتر روحانی را تضعیف کرده و ادعا می‌کنند چنانچه هاشمی و خاتمی از وی حمایت نکرده بودند نمی‌توانست اکثریت آراء مردم را به دست آورد! این عملیات روانی گسترده و پرحجم برای مصادره آرای آقای دکتر روحانی در حالی است که؛
الف: مدعیان اصلاحات در همان اوایل کار متوجه شدند نامزد اختصاصی آنها، آقای عارف کمترین شانسی برای پیروزی ندارد و تمامی نظرسنجی‌ها از پایین‌ترین رده مقبولیت ایشان در میان 8 نامزد ریاست جمهوری یازدهم حکایت می‌کند. اصرار آقای عارف که نامزد اصلاح‌طلبان است آراء ایشان را کمتر و کمتر می‌کرد و نهایتا تصمیم به حذف ایشان گرفته شد و با وجود مخالفت‌ها و مقاومت‌های فراوان آقای عارف، او را وادار به انصراف کردند و این در حالی بود که حلقه‌های دوم و سوم جبهه اصلاحات- که معمولاً در جریان تصمیم‌های اصلی نیستند- به شدت اعتراض می‌کردند که چرا نامزد اصلاح‌طلبان را حذف می‌کنید و از روحانی که هیچ قرابتی با اصلاحات ندارد حمایت می‌شود؟!
ب: درباره حمایت گروه‌ها و جریانات اپوزیسیون از کاندیداتوری آقای دکتر روحانی، قبل از همه باید از هوشمندی ایشان قدردانی کرد که برخلاف خاتمی و موسوی و کروبی، نه فقط روی خوشی به این جرثومه‌های فساد و تباهی نشان نداد بلکه با اظهارات خود در مناظره‌های تلویزیونی و تأکید بر آموزه‌های نظام و انقلاب- ولو با سلیقه و بیانی متفاوت- راه سوءاستفاده آنها را در مقیاس قابل توجهی سد کرد.
4- اگرچه مدعیان اصلاحات با سر و صدا و هیاهو و تیترهای اول روزنامه‌ها و نشریات تحت مدیریت خود اصرار داشته و دارند که انتخاب آقای دکتر روحانی را پیروزی اصلاح‌طلبان قلمداد کنند و ایشان را وامدار و مدیون خود بدانند! ولی با توجه به نکته یاد شده؛
الف: آقای روحانی نه فقط مدیون آنها نیست، بلکه مدعیان اصلاحات به ایشان بدهکار هستند، چرا که آنان در پوشش حمایت از نامزدی آقای روحانی فرصت حضور و خودنمایی در عرصه سیاسی کشور را یافته بودند.
ب: اصحاب فتنه و برخی از مدعیان اصلاحات- تاکید می‌شود که برخی و نه همه آنها- بعد از وطن‌فروشی در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 که با ادعای تقلب در انتخابات کلید خورده بود، در پی آن بودند که از یکسو پشیمانی خود از جنایاتی که مرتکب شده بودند را نشان بدهند و از سوی دیگر برای این شرمندگی و رسوایی پوششی دست و پا کنند. اعلام حمایت آنان از نامزدی آقای روحانی اگرچه نمی‌تواند مانع مجازات آنها باشد ولی پوشش مورد اشاره را در اختیارشان گذارده است. از این روی با جرأت می‌توان گفت که نه فقط آقای روحانی وامدار مدعیان اصلاحات نیست، بلکه آنها به آقای دکتر روحانی بدهکار هستند، اگرچه پُز طلبکارانه گرفته‌اند.
5- به اعتقاد نگارنده که با شواهد قابل ارائه فراوانی نیز همراه است، آرای آقای دکتر روحانی قبل از آن که خاستگاه گروهی و حزبی داشته باشد، خاستگاه مردمی داشته است و عوامل زیر را می‌توان در کسب آرای ایشان موثر دانست.
الف: روحانی بودن که در میان مردم از اعتبار و اعتماد ویژه برخوردار است. این ویژگی از قضا در میان حلقه‌های اول و دوم جبهه اصلاحات منفی تلقی می‌شود! یکی از همین طیف طی مصاحبه‌ای درباره آقای خاتمی- مصاحبه وی موجود است- گفته بود «گروه خونی ایشان به علت آن که روحانی است، با اصلاحات سازگار نیست!»
ب: تعدد نامزدهای اصولگرا که نهایتا هیچکدام از آنها حاضر نشدند به نفع یکی از میان خود انصراف بدهند. ممکن است گفته شود مجموعه آراء آنها نیز کمتر از آراء آقای روحانی بود که در پاسخ باید گفت؛ مردم با مشاهده تعدد آنها و مخصوصا موضع‌گیری برخی از آنان علیه یکدیگر در مناظره‌های تلویزیونی، بیم آن داشتند که این تفاوت نظرها و کنار نرفتن به نفع دیگری رویه و روشی باشد که هنگام ریاست بر قوه مجریه نیز ادامه یابد و همانند آنچه در دولت دهم شاهد بودند برخی از تنش‌های آسیب‌رسان را در پی داشته باشد.
ج: شرایط ناهنجار اقتصادی کشور و مخصوصا گرانی‌های لگام‌گسیخته و افزایش جهشی قیمت‌ها، همراه با سیاه‌نمایی‌های گسترده علیه دولت کنونی و نادیده گرفتن خدمات برجسته و بعضا کم‌نظیر آن از یکسو و پرداختن دولت به مسائل حاشیه‌ای و بی‌توجهی غیرقابل توجیه به مشکلات معیشتی مردم از سوی دیگر نقش فراوانی در جلب آراء به سمت آقای روحانی داشت. از این روی جناب دکتر روحانی قبل از آن که از حمایت کارگزاران و مدعیان اصلاحات تشکر کنند بایستی خود را مدیون حلقه انحرافی نفوذی در دولت بدانند!
د: تاکید آقای روحانی بر پیروی از رهبر معظم انقلاب، دو دهه نمایندگی حضرت آقا در شورای عالی امنیت ملی و... از جمله عوامل دیگری است که در همپوشانی با سایر عوامل یاد شده در کسب اکثریت آرای مردم نقش داشته است.
6- این روزها مدعیان اصلاحات و اصحاب فتنه در هماهنگی با رسانه‌ها و مراکز بیرونی، اصرار دارند انتخاب آقای روحانی را با مشخصاتی که خود برای ایشان ترسیم نموده‌اند، نشانه تضعیف اصولگرایی و تفکر بسیجی در این مرز و بوم قلمداد کرده و سرخوردگی آنان را دنبال کنند، و حال آن که اقتدار نظام و جایگاه برجسته کنونی آن در منطقه و جهان مدیون فداکاری بسیجیان و حزب‌الله پاکباخته است و این جریان الهی و انقلابی در همه عرصه‌های داخلی و خارجی کشور حرف اول را می‌زند... و شرح بیشتر در این باره را به زمان دیگری موکول می‌کنیم.
7- و بالاخره، اکنون آقای روحانی رئیس جمهور همه ملت هستند و به قول حکیمانه رهبر معظم انقلاب، باید رقابت‌ها تبدیل به رفاقت شود و همگان برای تحقق آنچه رئیس جمهور منتخب وعده داده است به کمک ایشان بشتابند.

حسین شریعتمداری




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :








نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان



امت حزب الله جمهوریت را فدای منافعش نمی کند و از آرای رقیبش با تمام توان حمایت می کند. حسن روحانی از صندوق دولتی بیرون آمد که به دروغگویی مشهورش کرده بودند.
ما هم خوشحالیم که زیر سایه ولایت طعم پیروزی را می چشند.
این شگفتی " خامنه ای " است، همان امامی که به دیکتاتوری متهمش می کنند.
جای حاج بخشی خالی که پرچم بچرخاند و بگوید : ماشاء الله ، حزب الله ...



16 اردیبهشت 92 :
امام خامنه ای : بدیهی است در هر انتخاباتی، یک عده ای به نتیجه ی مطلوب خودشان نمی رسند اما باید همه ی آنچه را که پیش می آید، که مبتنی بر قانون است ، تحمل کنیم؛ این را باید همه مان یاد بگیریم؛ این صبرِ انقلابی است. این تحمل انقلابی است. امیدواریم خدای متعال هم دلها را هدایت کند به آنچه که برای کشور بهتر است.




ما آموخته ایم که به اصلح رأی بدهیم،
حتی اگر 72 نفر باشیم ...



انتخاب با اکثریت است و میزان رأی ملت.
پس بیاییم دعوای انتخابات را تمام کنیم و دست به دست هم در تعالی دین و ایرانمان بکوشیم که دل رهبری طاقت تشتت بیش از این را ندارد.
مبادا مهره بی جیره و مواجب دشمن شویم و در طبل شیطانی اختلاف بکوبیم که فتنه بعدی استعمار برانگیختن ارزشی هاست.
رصد خواهیم کرد رئیس جمهور جدیدمان را که ذره ای از راه سیدعلی کج نرود که این خط قرمز ماست.




نوع مطلب : دلنوشته، سیاسی، 
برچسب ها : رای به اصلح، جمهوریت نظام، دیکتاتوری رهبری، دموکراسی و مردم سالاری،
لینک های مرتبط :




ترکیب 92 هاشمی و روحانی


 

اینم ترکیب هشتاد و هشت هاشمی با میرحسین




چند تا بغض سوال آمیز؟؟؟

چند تا بغض سوال آمیز در گلوم گیر کرده بود و فکر نمی کردم وقت بشه این سوالات بپرسم؟؟؟
هنوز که خبری نیس.ولی ای کاش آقای روحانی قبل از اینکه رئیس جمهور بشن،به چند تا سوال ما جواب بدن..

1-آیا باید بازم هر 9 روز یک بحران ملی داشته باشیم(جمله آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری شان بود)
2-آیا باید هر روز 6 شبهه علیه دین و معارف دینی در کشور منتشر شود؟
3-آیا باز هم برخی روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب،اردوگاه دشمن و صدای دشمن خواهند شد و صدای دشمن از آن ها به گوش خواهد رسید؟

4-آیا باز هم در تعلیق هسته ای فرو خواهیم رفت و فقط بخاطر اینکه قرار است چند جلسه با تروئیکای اروپایی(1+5 امروز)سر یک میز معامله کنیم،عزت ملی را فدای سازش و تعامل با دشمنان اسلام و نظام خواهیم کرد؟
5-آیا باز هم تورم 50% دوران سازندگی را تجربه خواهیم کرد؟

6-آیا باز هم لوایح دوقلو به مجلس خواهد رفت؟(درخواست افزایش اختیارات رئیس جمهور و کاهش اختیارات رهبری و حذف شورای نگهبان)
7-آیا بازهم مخالفین نظام و رهبری در بدنۀ دولت رخنه خواهند کرد و گنجی ها و آغاجری ها و کدیورها در کشور جولان خواهند داد؟
8-آیا بازهم برای قرار نگرفتن در محور شرارت در نگاه آمریکایی ها،حاضر خواهند بود که از حمایت حزب الله لبنان و فلسطین(تروریست از نظرآمریکا)برائت بجویند؟

9-آیا کنفرانس برلین و مانور ذلت توسط روشنفکران و مزدوران آمریکایی صفت کشور،تکرار خواهد شد؟
10-آیا بازهم بحث خروج از حاکمیت،وعبور ازرئیس جمهور و تقابل با رهبری مطرح خواهد شد؟
11-آیا قتل های زنجیره ای و حادثۀ کوی دانشگاه تکرار خواهد شد؟

12-آیا فتنه گران دوباره به عرصه فعال سیاسی راه خواهند یافت؟
13-آیا آقای روحانی،همان خاتمی76 است که ادامۀ آقای هاشمی بود؟
...




نوع مطلب : دلنوشته، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنرانی پرشور پناهیان در حمایت از جلیلی در ورزشگاه حیدرنیا تهران

** برای این اینجا جمع شده ایم که گفتمان مقاومت مظلوم واقع شده است؛ مقام معظم رهبری تاکید کرده‌اند که 8 نوع نگاه در مناظره‌ها حضور داشتند. این نشان می‌دهد که نمی‌توان به بعضی تتفکرها گفت اصولگرا یا اصلاح‌طلب.

** مظلوم ترین نگاه در میان این 8 نگاه نگاه دکتر سعید جلیلی بود.

** به این گفتمان حمله شد و کسانی که از دولت امروز انتقاد داشتند به بهانه انتقاداتشان از دولت به گفتمان مقاومت و عملکرد جلیلی حمله کردند در حالی که خود دولت مخالف عملکرد جلیلی جلیلی است.

** امروز گفتمان مقاومت مورد هجوم است، کسی به این پاسخ نداد که اگر در مقابل دشمن ذره ای کرنش کنیم آیا تحریم‌ها برداشته می‌شود؟ آیا ذره ای در مقابل دشمن سازش‌گری داشته باشیم، تحریم‌ها برطرف خواهد شد؟

** در این انتخابات دروغ بزرگی که به مردم القا شد، این بود که اگر در مذاکرات کوتاه بیایم تحریم‌ها برطرف خواهد شد و ما با رای خود این دروغ را برملا خواهیم کرد. جلیلی به کسی رای نداده است.

** چون جلیلی بر مقاومت پافشاری کرده ما این جا جمع شده ایم. اگر در مقابل دشمن کوتاه بیایم، مشکلات بیشتر خواهد شد. اگر کسی رای بیاورد که کوتاه بیاید در مقابل دشمن، تحریم‌ها و مشکلات بیشتر خواهد شد.

** شما ملت یک روز فرصت دارید که مردم را بیدار کنید، اگر کسی دنبال درست شدن معاش است، باید به گفتمان مقاومت پیوند بخورد. این دروغ بزرگی بود که گفتند ما به خاطر مقاومت هسته‌ای تحریم شده‌ایم.

** رئیس جمهور دوران سازندگی دوست داشت که آمریکا را دشمن تلقی نکنیم ولی آنها برای وی حکم جلب صادر کردند.

** وقتی رئیس جمهور دوران اصلاحات با آمریکایی‌ها با ادب برخورد کرد، جوابش این بود که ما را محور شرارت نامیدند.

** در همه این دوران‌ها یک قطعه هواپیمایی به ندادند پس این نشان می‌دهد که سازش بی‌فایده است و این یک دروغ است.

** اگر در این سال‌ها تحریم‌ها افزایش یافته به خاطر مقاومت ما نیست بلکه به خاطر استقامت و مقاومت مسلمانان یمن، بحرین و سوریه است. اگر امروز از موضوع هسته‌ای کوتاه بیایم باید فردا چاه‌های نفت را ببندیم و در روزهای دیگر باید کارخانجات را هم ببندیم.

** ما به رئیس جمهوری رای می دهم که از همه محکم تر درباره مقاوت شعار داده است

** امروز مقام معظم رهبری فرمودند، که چرا دشمن فشار می‌آورد و تعبیر کردند که برخی‌ها در داخل چراغ سبز نشان می دهند.

** یکی از دلایل افزایش تحریم‌ها این است که برخی در داخل چراغ سبز نشان می دهند، اگر ما چراغ‌های سبز را خاموش کنیم، در مقابل تحریم‌ها هم ایستاده‌ایم.

** بعد از امنیت است که به آزادی و استقلال و پیشرفت می‌رسیم. از بیانات رهبر انقلاب برداشتم این است که دشمن کوتاه نمی‌آید. دشمن امروز زخمی‌ شده لذا نباید کوتاه بیاید.

** آقا فرمودند که عرصه سیاست خارجی عرصه تعارف نیست. جلیلی با قدرت بیان خود کاری کرد که نماینده انگلستان راه آمد و قوتی قلم کاغذ آوردند که بنویسند، نماینده امریکا اجازه نداد. تتنها راه مقابله با دشمن، مقاومت جانانه است.

** اگر در این انتخابات دشمن را از راه مقاومت مایوس کنیم، دشمن کوتاه خواهد آمد.

** تمام مظلومان منطقه و تمام ایرانیانی که دوست دارند با عزت زندگی کنند، منتظر رای شما ملت ایران هستند.

** پدری که فرزندانش در ایتالیا زندگی می کردند به من گفت که پسرانم می‌گویند در اروپا فقط از جلیلی حرف می‌زنند و فقط او می‌تواند کار را درست کند. او از من خواست که رای همه را به سمت جلیلی ببرم.

** وقتی آن فرد گفت که باید گفتگوی تمدن‌ها برقرا کنیم، هیچ ایرانی‌ای احساس افتخار نکرد اما وقتی رئیس جمهوری ضدآمریکا حرف زد، همه احساس غرور و عزت کردند. اگر جلیلی را به میدان بفرستیم، مطمئنا در مقابل امریکا و استکبار کوتاه نخواهد آمد.

** جریان منحوس نهضت آزادی و لیبرال‌ها در کشور به عنوان سیاستمداران رده بالا به غرب چراغ سبز نشان داد، لذا دشمن جنگ را به ما تحمیل کرد اما آیا آنها رفتند و جنگیدند، خیر؛ جوانان پایین شهری رفتند و شهید شدند و از کشور دفاع کردند اما امروز دیگر اجازه نمی‌دهیم که کسانی چراغ سبز به دشمن نشان دهند.

** اگر برخی ها می‌توانند تورم درست کنند با کوتاه امدن در مقابل غرب، چرا در زمان خودشان تورم 49 درصدی را درست نکردند.


** ما به جلیلی رای میدهیم؛ همانطوری که حرف انقلاب به صورت نفس به نفس و چهره‌ به چهره‌ منتقل شد، این انتقال پیام نیز در 24 ساعت آینده باید همینطور باشد و شما آرای دوستانتان را به  سمت جلیلی بیاورد.

** همه شما وظیفه دارد که به اندازه انگشتان دست آرا کسانی که تردید دارند که به چه کسی رای بدهند را به سمت جلیلی بیاورند.






نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان






نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 خرداد 1392 :: نویسنده : از طایفه سلمان
شریعتمداری از دلایل پشت پرده انصراف عارف می‌گوید



به گزارش 598 ، حسین شریعتمداری در مقاله ای با عنوان «چرا نهر رودخانه باشید!»برای ستون سرمقاله روزنامه کیهان(چهارشنبه)این طور نوشت:

روز دوشنبه 20/3/92- دو روز پیش- در یادداشتی با عنوان «مهندسی نامرئی» از یک «پروژه دو سویه» خبر داده و آورده بودیم یک سوی این پروژه، یکپارچگی آراء جبهه مدعیان اصلاحات و سوی دیگر آن ادامه پراکندگی در آراء اصولگرایان است.

در همان یادداشت اشاره کرده بودیم که پروژه یاد شده کلید خورده و در اولین گام قرار است آقای عارف از کاندیداتوری کنار برود. در پی انتشار یادداشت مزبور برخی از دوستان اصولگرا در تماس با نگارنده، با استناد به اظهارات قاطع آقای عارف که کناره‌گیری خود را ناممکن دانسته و حتی در این باره سوگند یاد کرده بود، نسبت به درستی پروژه یاد شده ابراز تردید می‌کردند و پاسخ آن بود که این پروژه و مهندسی نامرئی آن جدی است و آقای عارف چاره‌ای جز انصراف ندارد و اساساً تصمیم در این باره برعهده آقای عارف نیست که بخواهد بماند یا انصراف بدهد!...

و سرانجام آقای عارف همانگونه که پیش‌بینی شده بود انصراف داد- بخوانید کنار گذارده شد- اما، چرا؟! پاسخ این سؤال پیچیده و دشوار نیست و می‌تواند تحلیل و تابلوی روشنی از میدان پیش‌روی رقابت‌های انتخاباتی و «باید»ها و «نباید»های آن ارائه بدهد. بخوانید؛

1- مدعیان اصلاحات می‌دانند که علی‌رغم تبلیغات سیاه و دروغ‌پردازی‌ها و توهم‌پراکنی‌های گسترده علیه وضعیت کنونی، از رأی «قابل رقابت» با اصولگرایان برخوردار نیستند و عکس مار کشیدن‌های پی‌درپی آنها با این مقصود که خود را «فرشته نجات»! معرفی کنند نیز در جلب آراء مردم تأثیر چندانی ندارد، چرا که ادعاهای آنان با سوابق و کارنامه آنها همخوانی ندارد. بنابراین طبیعی است که از هم اکنون خود را بازنده انتخابات 24 خرداد تلقی کنند.

2- حالا باید به این پرسش پاسخ داد که مدعیان اصلاحات برای خروج از بن‌بست مورد اشاره چه راهی پیش‌روی دارند؟ مگر نه اینکه اصلی‌ترین مانع و سد پیش روی آنها، رأی متراکم و چند برابری اصولگرایان است؟ بنابراین تنها راه باقی مانده آن است که در گام اول آراء پراکنده خود را در یک سبد جمع کنند. وادار کردن آقای عارف به کناره‌گیری که علی‌رغم اصرار ایشان به ماندن صورت پذیرفت، همین گام اول بود.

و گام دوم آن که آراء اصولگرایان را پراکنده ساخته و برای خود «قابل‌رقابت» کنند، اما آراء انبوه اصولگرایان را چگونه می‌توان در حد و اندازه‌ای کاهش داد که برای مدعیان اصلاحات قابل رقابت باشد؟! آیا می‌توانند مانع رأی دادن مردم به اصولگرایان شوند؟

بدیهی است که این راه بسته است و رویکرد مردم به اصولگرایان بارها به اثبات رسیده است، پس چگونه باید «سد» پیش‌روی را «کوتاه» و قابل عبور کرد؟ چاره کار و شرایط مورد نیاز برای عبور از این سد را - با عرض پوزش- نامزدهای اصولگرا برای مدعیان اصلاحات فراهم آورده و سخاوتمندانه!- بخوانید با بی‌توجهی غیرقابل توجیه- در اختیار آنها قرار داده‌اند و آن، تعدد و حضور چند نامزد اصولگرا در صحنه است.

تعدد نامزدهای اصولگرا باعث می‌شود که آراء متراکم و چند‌برابری اصولگرایان به جای آن که در یک بستر واحد ریخته و رودخانه‌ای غیرقابل عبور پیش روی مدعیان اصلاحات ایجاد کند، در چند بستر جداگانه جاری شده و به «چند نهر» قابل عبور تبدیل می‌شود. در این حالت آراء اصولگرایان اگرچه در مجموع «انبوه» است ولی از آنجا که به چند شاخه تبدیل شده است، می‌تواند برای مدعیان اصلاحات- حداقل در حد و اندازه پریدن به دور دوم- قابل رقابت باشد. آیا غیر از این است؟!

3- اکنون باید از نامزدهای محترم اصولگرا با حفظ احترام کامل آنها، پرسید، اگر حضور و ادامه گفتمان اصولگرایی که ترجمان دیگری از گفتمان امام و انقلاب و رهبری است را به حضور خود بر کرسی ریاست جمهوری ترجیح می‌دهید- که باید بدهید وگرنه اصولگرا نیستید- چرا و با کدام توجیه منطقی، شرعی و انقلابی صورت مسئله را از حالت «چندکاندیدایی» به تک‌کاندیدا تغییر نمی‌دهید؟ آیا حضور پررأی یک نامزد اصولگرا، بر پراکندگی آراء اصولگرایان ترجیح ندارد؟!

این نکته نیز گفتنی است که مدعیان اصلاحات اگرچه ادعا می‌کنند برای پیروزی در انتخابات آمده‌اند ولی با توجه به سوابق خود و مخصوصاً سوابق سوء و بعضاً ننگین برخی از مدافعان خود، کمترین امیدی به پیروزی ندارند. آنها، پیروزی خود را در آراء کمتر نامزد پیروز اصولگرا تعریف کرده‌اند تا در نهایت فاصله خود را با اصولگرایان،‌ اندک! قلمداد کنند ولی از آنجا که برخی از افراد آلوده به وطن‌فروشی و خیانت را آشکارا به عنوان حامیان خود معرفی کرده‌اند، همین اندازه -یعنی فاصله کم با نامزد پیروز اصولگرا- هم برای آنها زیاد تلقی می‌شود و البته، زیادشان نیز هست.

کوتاه سخن، انتظار آن است- و انتظاری عاقلانه نیز هست- که نامزدهای اصولگرا هر چه زودتر و بدون فوت وقت و از دست‌دادن فرصت، دور هم بنشینند و یکی را از میان خود به عنوان نامزد همه اصولگرایان برگزینند و در نهایت پس از پیروزی- که در این صورت قطعی و بدون کمترین تردید در همان دور اول خواهد بود- دولتی با حضور مؤثر سایر نامزدهای اصولگرا تشکیل بدهند.

و مطمئن باشند این اقدام خداپسندانه آنها مانند اقدام در خور تقدیر و انقلابی دکتر حداد عادل، فردای قیامت که روز «شمارین» است در کارنامه اعمال آنان به شمار خواهد آمد و در خاطر ملت خداجوی و پاکباخته این مرز و بوم نیز به صورت نقطه‌ای درخشان باقی می‌ماند...
بسم‌الله! روز آزمون است.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





این یک  سنت الهی است که کارهایی که می شود، روی اسباب و مسببات خدای تبارک و تعالی کار می کند، اسباب و مسببات در کار است. وقتی که شما خودتان مهیا شدید برای اینکه خودتان تحت بار ظلم بروید، ظالم پیدا می شود این سبب می شود که ظالم پیدا بشود. هرچه بیشتر ما خضوع کنیم برای ظالم، ظالم بیشتر فشار می آورد. وقتی که مهیا بشویم ما برای جلوگیری از ظالم، ظالم عقب می نشیند. هرچه زیادتر فشار بیاوریم، او عقب تر می نشیند. یک قدم شما که عقب بنشینید او جلو می آید. یک قدم شما جلو بروید او عقب می رود، این یک مطلبی بود، سنت الهی است و مطلبی بود که با تجربه، خود شما ثابت کردید که شما وقتی قدم ها را برداشتید به سمت اینکه طاغوت نباید باشد، از بین رفت، تمام شد. بساطشان را برچیدند و رفتند.
منبع: صحیفه نور ، ج 9 ، ص 206  




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هر چقدر به روز انتخابات نزدیکتر می شویم موج تخریبها علیه یک نفر بیشتر و بیشتر می شود و هر روز به بهانه ای یا یک شایعه ای سعی در تخریب وجهه ی او در بین مردم هستند حالا به هر نحوی با پیامک های دروغین یا در وبلاگها و سایتها یا در روزنامه ها و ... .
حتی ضدانقلاب های غرب نشین و وطن فروش هم نتوانستند بی طرفی خود را نگه دارند و گفتند هرکسی می خواهد رئیس جمهور شود جز او ؛ آری آن یک نفر همان دکتر سعید جلیلی است و نامزد گفتمان انقلاب و مقاومت، کسی که حاضر نیست عزت و استقلال کشورش را بفروشد و در این زمینه ها قائل به عقب نشینی نیست و اهل سازش و تسلیم و مذاکره با آمریکا نیست و به هیچ وجه امتیاز دادن به غرب و آمریکا را تحمل نمی کند و پای ارزشهای انقلاب و امام تا آخر ایستاده است.
یک روز بهانه می کنند که این همان احمدی نژاد سال 84 است که با همین آرمانها و شعارها آمد و آخرش به این جا کشید که کشور دچار بحران اقتصادی شد پس ایستادگی در مقابل غرب اشتباه است و عقب نشینی از مواضع همیشه هم بد نیست و ...
از ابتدای انقلاب تا کنون همیشه در برهه های مختلف شاهد ائتلاف گروه های مختلف ضد انقلاب با رسانه های غربی در حمله و تخریب چهره های انقلابی بوده ایم، تخریبی که با گذشت بیش از سی سال از انقلاب تبدیل به شاخصی برای مردم ایران در انتخاب اصلح گردیده است.

همزمان با ثبت نام سعید جلیلی موج عظیمی از تخریب این کاندیدای انقلابی در رسانه های بیگانه به راه افتاد، به طوری که روزنامه های صهیونیستی نیز از این غافله جا نمانده و همه روزه مطالبی را علیه این چهره انقلابی منتشر نمودند. حمله گروهک های سلطنت طلب، منافقین، جنبش سبزی و فرقه های مختلف معاند نظام از دیگر موارد آن می باشد که پایگاه 598 تنها نمونه هایی را از هزاران مطالب تخریبی منتشر شده در رسانه های معاند جمهوری اسلامی می باشد.

حال با نگاهی بر نوع حجم و نوع تخریب های صورت گرفته می توان منشاء خط تخریب علیه سعید جلیلی را بخوبی شناسایی نمود که نمونه های از این تخریب ها در ادامه می آید:

* ابراهیم نبوی(ضدانقلاب خارج نشین):  باید به هر قیمت شده مانع روی کار آمدن موجود خطرناکی مانند سعید جلیلی و یا نامزدهایی مشابه او شویم.

* مسعود بهنود(روزنامه نگار فراری و کارشناس BBC) : مصمم هستم مانع رییس جمهور شدن جلیلی شوم.

* علیرضا نوری‎زاده(ضد انقلاب و کارشناس شبکه VOA): ریاست جمهوری جلیلی برای ما فاجعه‌ است.



 * اکبر گنجی(ضد انقلاب فراری): با رئیس‌جمهور شدن جلیلی چه از ایران باقی می‌ماند؟
* سارا زرتشت(فعال رسانه ای ضد انقلاب) در سایت جرس: سعید جلیلی بسیار خطرناک است.

* حسن فرهنگی(فعال سیاسی ضد انقلاب): مقاومت یعنی به استقبال جنگ رفتن که سعید جلیلی قصد آن را دارد.

* یورونیوز: جلیلی در برابر غرب ایستادگی خواهد کرد.

* ان بی سی نیوز: سعید جلیلی، محافظه کار تندروی نزدیک به آیت الله خامنه ای، کسی است که با رویه ی خود تا کنون اجازه نداده است تا مذاکرات با نتیجه مطلوب دنبال شوند!"

* روزنامه صهیونیستی جروزالم پست: نفوذ جلیلی در مذاکرات هسته ای، وی را به عنوان گزینه ای معرفی می کند که احتمال ریاست جمهوری وی نیز برای غرب دلهره آور است.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

هدف، دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله ی با یک حرکت همه جانبه ی متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته ی علمیِ رسانه ای. باید با این جریان شیطانیِ خطرناک مقابله شود.
امام خامنه ای

مدیر وبلاگ : از طایفه سلمان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :