تبلیغات
علی اكبرهای امام خامنه ای - مطالب اسفند 1391
 
علی اكبرهای امام خامنه ای
قل إنما أعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثنی و فرادی
سه شنبه 22 اسفند 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان
از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!
ما لشگری از سلاح روسی داریم
در دوز و کلک رگ ونوسی داریم
هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم
این هفته فقط نیا عروسی داریم
از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم ...
ما قیمت روز ارز را می دانیم
معیار بهای بورس در تهرانیم
فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است
هر روز دعای عهد را می خوانیم
صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط ...
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!




نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها : ظهور با شرط ٰ رفاه طلبی ٰ،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 اسفند 1391 :: نویسنده : از طایفه سلمان
"فعلاً نصیحت می کنم" آری این همان جمله است که خون به دل همه مردم این کرد و بغض دل مردم را شکست.
این همان جمله ای است که نشانگر صبر زینبی حضرت ماه است و نشان از اینکه فشارهای داخلی و خارجی، اشتباهات خودی ها و غرض های غیرخودی ها دارد بدجور به آقا فشار می آورد و این کارهای نسنجیده دل آقا را به درد آورده است.
چرا باید کار به اینجا بکشد که در یکی از بحرانی ترین مقاطع تاریخی که چشم امید همه ی مستضعفان جهان به خصوص کشورهایی که در آنها بیداری اسلامی اتفاق افتاده است به انقلاب اسلامی ایران است، این جور بداخلاقی ها اتفاق بیفتد و دوباره ولی فقیه برای جمع کردن اوضاع از آبروی خودش خرج کند؟
مثل اینکه یادمان رفته است این میزها و صندلی ها و پست و مقام ها ارزشی ندارد جز برای احقاق حق و جلوگیری از باطل. اما مثل اینکه هواپرستی با غبارآلود کردن فضا، در همه افراد توهم حق بودن را ایجاد کرده است و همه از منبع حق که سیره معصومین و رضای الهی است غافلند و در این راه به راحتی حرف های ولی فقیه زمان خود را زیر پا می گذارند و شعار "أنا رجل" سر می دهند. غافل از اینکه اعتبار کارهای همه این افراد در محضر الهی به تنفید رهبری است.
اما نمی توان این را فهمید که چرا همیشه دعوای این افراد به ضرر نظام و مردم تمام می شود و تنها قشری که از این دعواها آسیب جدی می بیند مردم ولایتمدار ایران هستند. که در این گرانی های سرسام آور و کمرشکن، آرامش فکری و روانی مردم را هم به هم می زنند و کشور را دچار تشنج کرده و دشمن را شاد می کنند. و شادی دشمن به خاطر شکسته شدن جایگاه ایران به عنوان کشور مسلمان استعمار ستیز و ضد غربی است. ایرانی که قرار بود الگوی سایر کشورها باشد حالا وحدت خود را در بین مسئولان از دست داده است.
و این فلسفه ی عدم برخورد تند رهبری است که مصالح کشور را در نظر می گیرد و به فکر رسوا کردن افراد نیست برخلاف سران نظام.
آیا این بود سبک زندگی اسلامی که قرار بود خلأ نرم افزاری تمدن اسلامی را پر کند و مقابل تمدن از درون پوسیده غربی بایستد؟ مگر مشکل ما با تمدن غرب به خاطر بریده بودن آن از خدا و معنویت و اخلاق نیست؟ پس این بداخلاقی های داخل کشور چطور قابل توجیه است؟
واقعا این انتخاب های دشمن شادکن بر چه اساس و مبنایی صورت می گیرد؟
آیا این رفتارها تابع مصالح و مفاسد کشور است یا تابع مصالح و مفاسد دشمنان و منافقان و ...؟
چرا باید ....؟
این چراها ادامه دارد و دل ما هر روز بیشتر به درد می آید چون دل رهبر و اماممان به درد آمده است؟
حرف آخر اینکه از آه دل و نفرین رهبری بترسید که خانمان برانداز است؟




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : حرکات دشمن شاد کن، هواپرستی، مصالح و مفاسد، تمدن اسلامی، خلأ نرم افزاری،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

هدف، دفاع از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است در مقابله ی با یک حرکت همه جانبه ی متکی به زور و تزویر و پول و امکانات عظیم پیشرفته ی علمیِ رسانه ای. باید با این جریان شیطانیِ خطرناک مقابله شود.
امام خامنه ای

مدیر وبلاگ : از طایفه سلمان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :